آن هاتاوی در مورد “حمله اضطراب” در حین قفل کردن شروع به کار می کند

[ad_1]

آن هاتاوی ، برنده اسکار ، از زمان نامگذاری تیارا برای خاطرات پرنسس. او آواز خوانده ، به لباس کت و شلوار افتاده است ، هول می کند و دقیقاً می فهمد چه تفاوتی بین آبی و آبی سرولیان وجود دارد.

برای دیدن این تعبیه شده ، باید کوکی های رسانه اجتماعی را تأیید کنید. تنظیمات برگزیده کوکی من را باز کنید.

تماشا کنید: آن هاتاوی با سلامتی روانی خود در طی سال گذشته در مورد سفر خود صحبت می کند

اکنون در آخرین فیلم او است ، قفل کردن، آن با یک چالش جدید روبرو می شود – در قفل بودن. پیام بهداشت روان فیلم ، چالش دیگری را برای مقابله با سلامت روان خودش به او ارائه داد. در فیلم جدید ، آن در نقش لیندا بازی می کند که در تلاش برای زندگی مشترک با شوهر جنایتکار سابق خود ، پاکستون (Chiwetel Ejiofor) است و با شیاطین احساس انزوا در لندن محصور مبارزه می کند. برنامه های آنها برای رفع خستگی و نزدیک کردن آنها به یکدیگر؟ سازماندهی دزدکی از Harrods. مطمئناً این انرژی کمی بیشتر از اره برقی است ، نه؟

در اینجا ، آن در مورد تجارب خود در مورد قفل کردن ، مدیریت سلامت روانی خود صحبت می کند و صریحاً در مورد حمله اضطرابی که در حین قفل تجربه کرده است opens


من یافتم قفل کردن کاملاً تحریک کننده است زیرا باعث شد تا در مورد سال گذشته و زمانهایی که تلاش کرده ام تأمل کنم. احتمالاً محرک ترین جنبه فیلمبرداری برای شما چه بود و چگونه باعث شد شما در تجربه قفل کردن خود تأمل کنید؟

من عاشق فریاد زدن در بالش بودم. این احساس عالی بود و در فیلمنامه نبود. این فقط یک برداشت بود. درست مثل این بود که “خوب ، بگذار این کار را که امسال انجام داده ام انجام دهم.” این قسمت فقط تجارت در بالا ، زمان خواب در پایین بود. این خیلی درست بود. اما از نظر آنچه شما می گفتید و از نظر راه انداز بودن ، سخت ترین صحنه برای فیلمبرداری صحنه ای بود که من مجبور شدم گروه زیادی را روی بزرگنمایی اخراج کنم. این قسمت یک روز واقعاً دردناک بود ، فقط به این دلیل که می دانم مردم آن را پشت سر گذاشته اند ، در هر دو طرف آن و فقط می دانند که ما نماینده چیزی هستیم که خیلی واقعی بود. آن یکی سخت بود.

با فصل 2 The Witcher چه می گذرد؟ در اینجا هر آنچه می دانیم وجود دارد

من واقعاً سطح جدیدی از نرمش را با خودم و با افراد دیگر کشف کردم. من همیشه بسیار رانده شده ام و هنوز هم هستم ، اما فکر می کنم گاهی اوقات راهی که به خودم انگیزه می دهم ، همیشه سالم ترین و ملایم ترین رویکرد نبود. احساس می کنم فقط با خودم نرم ترم درک من از معنای انسان بودن گسترش یافته است. قبلاً دنبال این بودم که خودم را در بهترین روزهایم تعریف کنم و اکنون دیگر چنین کاری نمی کنم. من همه آن را قبول دارم و مطمئناً در ابتدای قفل کردن ، همه این فشارها را به خودم وارد می کردم تا خوب شود.

نگاه کنید ، من نمی خواهم یک خط خیلی ضخیم زیر آن بکشم ، اما من همان مشکلات دیگران را ندارم. من نگران نبودم که وعده غذایی بعدی من از کجا می آید. من نگران سقف بالای سرم نبودم و به خاطر آن چیزها ، فکر کردم که این بدان معناست که من حق احساس اضطراب یا ترس یا هر یک از آن چیزها را ندارم و این یک فشار اضافی است روی من که نمی توانستم آن را بگیرم. من باید یاد می گرفتم که اشکالی ندارد که در مورد اضطراب و ترس و همه آن چیزها صحبت کنم و پس از آن مجبور شدم فقط به خودم نازتر کنم و برای خودم جا بگذارم تا این چیزها را احساس کنم.


قفل کردن واقعاً احساس انزوا و تنها ماندن را احساس می کند ، ما واقعاً باید در مورد این احساسات صریح صحبت کنیم …

من فکر می کنم من فقط در مورد آن بسیار صریح خواهم گفت در اوایل قفل ، قرار بود در یک گروه بزرگنمایی کنم و دچار حمله اضطراب شدم. نمی توانستم از پس آن برسم. من تصمیم گرفتم بعد از آن همه را بنویسم زیرا غیرمعمول است که در آن حضور ندارم. بعد از آن مجبور شدم همه را بنویسم و ​​در مورد آنچه اتفاق افتاده صادق باشم. مردم من برای من آنجا بودند و آنها باز کردند و تجربیات شخصی خود را با آن در میان گذاشتند. آنها نکات خود را با من در میان گذاشتند. آنها پیشنهاد دادند ، آنها دست دراز کردند ، آنها پیگیری کردند و من تازه فهمیدم که من بیشتر از آن چیزی که واقعاً به این دلیل فهمیده بودم دوست داشته شده ام. اگر من فقط زیر پا گذاشتم و گفتم: “اوه نه ، همه چیز خوب است. چیزی پیش آمد یا بچه ها به من احتیاج داشتند.” اگر این کار را می کردم ، نمی توانستم درک کنم که واقعاً آدمهای زندگی من چقدر فوق العاده هستند.

من درمورد Mystery Murder شکسته شدم ، صادقانه بودن در مورد آن به جای دروغ گفتن تازه کننده بود …

آره! نگاه کنید بعضی از روزها حال ما خوب است و می دانید چه چیزی ، از آن روزها لذت ببرید ، زیرا همانطور که از سال گذشته آموخته ایم ، طبیعی است که روزهایی را خواهیم گذراند که نیستیم و می دانیم که آن روزها آمدن هم بنابراین تمام تلاش خود را انجام دهید تا از مواردی که احساس می کنید لذت ببرید: “بسیار خوب ، من امروز واقعاً بالای آب هستم”.


اگر بتوانید در این سال به مرحله ای برگردید و با خود دوست باشید ، چه زمانی بوده است و با خود چه می گویید؟

این یک سوال واقعا دوست داشتنی است. خدایا ، فکر می کنم در آغاز کار و چیزی نمی گفتم ، فقط دستانم را گرفته بودم و اجازه می دادم گریه کنم. من فکر می کنم که این فشار وجود داشت ، زیرا شما باید درک کنید که من مدتی است که یک بازیگر زن کار می کنم. از 16 سالگی اینقدر وقت را در خانه نگذرانده ام. بنابراین فقط بسیاری از کارها وجود دارد که من طی 20 سال انجام نداده بودم. اینکه من نمی دانستم چگونه این کار را انجام دهم و این فرآیند وجود دارد که فقط برای اولین بار چیزی یاد می گیرم و یاد می گیرم که از آنچه نمی دانید خجالت نکشید. من به خودم اطمینان می دهم که: “نگران نباشید ، اول ژانویه بیایید ، شما می خواهید از ابتدا بدون اینکه به دستورالعمل نگاه کنید یک کوکی پالئو درست کنید. شما این را خواهید فهمید.” و بنابراین در آن روزهایی که فقط احساس ناامیدی نسبت به همه چیز داشتم ، شاید نسبت به خودم سخت گیر نبودم.

برای دیدن این تعبیه شده ، باید کوکی های رسانه اجتماعی را تأیید کنید. تنظیمات برگزیده کوکی من را باز کنید.

بازیگر ورزشی GLAMOR زنان سال: نائومی اوزاکا در مورد فعالیت ، نژادپرستی و صحبت کردن – “من می خواهم صدای تغییر باشم”

این بسیار جالب است زیرا وقتی هویت خود را با کاری که به عنوان یک شغل انجام می دهید بسیار مشخص می کنید ، متوجه چیزهایی می شوید که قبلاً هرگز در مورد خود متوجه نشده اید

و می فهمید که تعریف خود را با شغل خود چقدر ناسالم است! من می دانم که من چنین احساسی داشتم مطمئنم که بسیاری از ما چنین احساسی داریم – این برداشت من از شخصی شدن خودم در این سال است. در مورد آنچه در خارج از کشور می گذرد بسیار کمتر شد. در مورد آنچه در زندگی حرفه ای من می گذرد کمتر و در مورد آنچه در خانه من می گذرد بسیار کمتر می شود.

شما می توانید اولین فیلم سینمایی را اجاره کنید قفل کردن از 11 مارس در خانه

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>