احساسی ، نیازمند ، رئیس: برچسب های منفی برای رفتار انسان که ما نیاز داریم

[ad_1]

دکتر سوف روانشناس بالینی نویسنده کتابچه ای برای انسان بودن است و معتقد است که افراد نباید منتظر بمانند تا در تلاش باشند تا دریابند که چگونه احساسات خود را کنترل کنند و سایر جنبه های کاملاً طبیعی انسان بودن را بشناسند.

یکی از راه هایی که می توانیم خود را دوست داشته باشیم و خود را بپذیریم ، از بین بردن موانع منفی جامعه است که در مورد رفتارهای کاملاً طبیعی انسان ایجاد کرده است.

در اینجا برخی از برچسب های منفی و آسیب زننده ای وجود دارد که ما باید آنها را خسته کنیم ، تا بتوانیم منتقد درونی خود را ساکت کنیم و رفتارهایی را که باعث می شوند همان چیزی که هستیم ، عادی کنیم: انسان …

برای دیدن این تعبیه شده ، باید کوکی های رسانه اجتماعی را تأیید کنید. تنظیمات برگزیده کوکی من را باز کنید.

انسان ها دوست دارند همه چیز را دسته بندی کنند. خوب / بد ، بلند / کوتاه ، حیوانات / سبزیجات / مواد معدنی. برچسب زدن یک مهارت مهم است زیرا به ما کمک می کند دنیای اطراف خود را درک کنیم و به این معنی است که می توانیم ایده ها را به سرعت به یکدیگر منتقل کنیم. اگر به شما بگویم من بلند قد ، بلوند و روانشناس هستم ، شما تصور مبهمی از اینکه من کی هستم دارید. اگر به شما بگویم که من همچنین یک کفپوش (به سبک شگ) مدر ، یک حلقه سپتوم و خال کوبی دارم ، ناگهان تصویری که از من دارید تغییر می کند. نمی دانم الان چه تصویری در ذهن خود دارید.

برچسب ها و دسته بندی به ما کمک می کند … تا یک نقطه.

وقتی برچسب رفتار خود یا دیگران را می زنیم ، برچسب مانع از کنجکاوی درباره حقیقت می شود. شما شاید از قبل این را می دانید. آیا می توانید زمانی را بخاطر بیاورید که یک امتحان را لغو کرده اید یا در محل کار خود بازخورد منفی داشته اید و برچسب “عدم موفقیت” مغز شما را فرا گرفته است ، و باعث می شود شما به عنوان یک فرد شکست خورده باشید و امید چندانی به آینده درخشان شما وجود ندارد؟

در این صورت ، این برچسب (و منتقد درونی شما ، که این برچسب را از بین برد) احتمالاً شما را بدبخت ، کاملاً بی انگیزه و مانع دیدن واقعیت وضعیت شما کرده است: بله ، این یک قطعه کار آنطور که انتظار می رفت پیش نرفت ، اما فقط یک لحظه از عمر طولانی شما تاکنون است ، شما را تعریف نمی کند و شما این گزینه را دارید که از بازخورد به عنوان یک لحظه یادگیری استفاده کنید ، که به شما کمک می کند در آینده بهتر عمل کنید.

شما در مورد SAD در زمستان شنیده اید ، اما افسردگی فصلی در تابستان نیز بسیار واقعی است – در اینجا نحوه کنار آمدن با غم و اندوه تابستان آمده است.

وقتی برچسب می زنیم ، کنجکاوی خود را تعطیل نمی کنیم ، بلکه غالباً خود و دیگران را به طور نادرست توصیف می کنیم. از آنجا که ما در جامعه ای زندگی می کنیم که پر از قضاوت است ، با دسترسی اندک به درک روانشناختی با کیفیت ، بسیاری از برچسب های ما ، به عبارت ساده ، اشتباه هستند. شغل اصلی من به عنوان روانشناس بالینی این است که به مردم نشان دهم رفتارهایی که فکر می کنند منفی است و از خود و دیگران انتقاد می کنند ، رفتارهای طبیعی انسان است که قابل درک و پذیرش است.

چند مثال متداول که می خواهم از آنها آگاه باشید عبارتند از:

نیازمند

چند بار شنیده ام که دوستان گفته اند “نیازمند” هستند زیرا آنها می خواهند معشوق جدید یا شریک زندگی طولانی مدت خود را بیشتر ببینند؟ یا به این دلیل که آنها کار سختی را پشت سر می گذارند و برای عبور از آن نیاز به حمایت دوستان و عزیزانشان دارند؟ نیازمندی تقریباً همیشه در دسته موارد منفی دسته بندی می شود ، گویی که نیاز به دیگران یک نقص یا ضعف است.

انسان ها برای وجود در جوامع ساخته شده اند. اتصال آنها سخت است (به اولین اجداد ما فکر کنید ، آنها باید تنها می بودند). ما به یکدیگر احتیاج داریم و اینکه می خواهیم در کنار مردم باشیم یا حمایت آنها را جلب کنیم یکی از انسانی ترین تجربیات است.

جان باولبی ، نظریه پرداز پیوست ، یک بار گفت “ما فقط به اندازه نیازهای برآورده نشده خود نیازمند هستیم”. بنابراین اگر احساس “نیاز” می کنید ، به جای اینکه از خود بیزار شوید ، بدانید که به چه چیزهایی نیاز دارید و با آنها ارتباط برقرار کنید. اگر می خواهید بدانید کسی شما را دوست دارد یا نه ، از او س askال کنید! اگر می خواهید از آنها بیشتر تماس بگیرید ، آن را نیز بخواهید!

همه اینها را بدانید که شما یک انسان بالغ هستید و می دانید که آنها چه می خواهند و نیاز دارند و می توانند آن را بخواهند. آره!

عاطفی

“آنها / من خیلی احساساتی هستم” روشی منفی است که ما معمولاً از افرادی که احساسات خود را با دیگران نشان می دهند یا درباره آنها صحبت می کنند توصیف می کنیم ، گویی که تجربه احساسات عجیب است و یا نباید از آنها غافل شد.

همه انسانها در بدن پر از احساس زندگی می کنند اما از آنجا که در مدرسه ما راجع به این موضوع به ما نمی آموزند و در هنگام ناراحتی یا تلاش در کودکی اغلب به ما می گویند “چانه بالا” یا “خود را جمع کنید” ، بسیاری از ما دارای مفاهیم منفی هستیم احساسات و سخت کار کرده اند تا هر احساسی را که خوشبختی نیست از بین ببرند. به همین دلیل است که به هرکسی که احساسات خود را به همان روش خاموش نکرده است ، برچسب منفی می زنیم.

واقعیت این است که احساسات دلیل حضور من و تو امروز در اینجا هستند. این اضطراب بود که اجداد ما پیش بینی می کردند چه خطری می تواند آنها را تهدید کند ، بنابراین آنها می توانند راه حل خود را از یک تهدید احتمالی در آینده حل کنند. ترس باعث وحشت آنها از حیوانات خطرناک و عصبانیت باعث شده بود که آنها برای به دست آوردن منابع ارزشمند خود و یا برای زندگی خود مبارزه کنند.

وقتی می فهمیم که همه احساساتی هستیم و احساسی بودن چیزی فراتر از یک چیز خوب است ، می توانیم از ترس چیزهایی که باعث می شوند انسان بشویم دست برداریم.

دفعه بعدی که منتقد درونی یا شخص دیگری شما را احساسی صدا می کند می توانید به راحتی بگویید “بله! من هستم ، زیرا من انسان هستم! “

رژیم گرفتن به عنوان یک روش زندگی بسیار عادی شده است ، بسیاری از ما حتی نمی دانیم که آن را انجام می دهیم. در اینجا نحوه قطع رابطه با فرهنگ رژیم سمی و بهبود روابط شما با غذا وجود دارد

جلب توجه

“اوه ، آنها فقط این کار را برای جلب توجه انجام می دهند ، آنچه را می خواهند به آنها نده” – عباراتی که بزرگسالان در پاسخ به طیف وسیعی از شرایط شنیده ام. مانند زمانی که کودکان یا حتی سایر بزرگسالان با افتخار استعدادهای خود را اعلام می کنند ، یا لباس هایشان را می پوشند ، یا بالعکس وقتی آنها قلب خود را از نشان دادن احساسات مزاحم که به ما آموخته ایم پنهان کنیم ، هق هق می کنند.

دو مسئله اصلی با واژه جلب توجه عبارتند از:

بسیاری از رفتارهایی که ما به عنوان جلب توجه توصیف می کنیم در واقع افرادی هستند که فقط زندگی خود را به طریقی انجام می دهند که باعث می شود احساس حسادت کنیم (مانند وقتی که مردم نشان می دهند به آنچه هستند افتخار می کنند و به نظر می رسند) یا ناراحت کننده و غرق در احساسات ( مانند زمانی که می بینیم مردم احساسات خود را به صورت عمومی به اشتراک می گذارند). برای بسیاری از ما ، حسادت و ناراحتی احساسات غیر قابل تحملی است ، بنابراین به جای اینکه با احساس خود سر و کار داشته باشیم ، این رفتار را برچسب “جلب توجه” می گذاریم تا آن شخص دیگر را به حداقل برسانیم و در نتیجه احساس قدرتمندتر (و در نهایت بهتر) می کنیم.

حتی وقتی کسی کاری را انجام می دهد که فعالانه سعی در جلب توجه ما دارد ، این لزوما چیز بدی نیست. همه انسانها می خواهند و نیاز به توجه دارند. توجه نحوه رشد و رشد ماست ، این معادل انسان برای نور خورشید به گیاهان است. وقتی افراد به اتصال احتیاج دارند ، (معمولاً) هر کاری که لازم باشد را انجام می دهند تا اطمینان حاصل کنند که آن را برقرار می کنند و این هوشمندانه است!

اگر شخصی که می شناسید واقعاً به دنبال جلب توجه شما است ، به جای اینکه او را تعطیل کنید یا برچسب منفی برچسب رفتار او بزنید ، ارتباط مورد نیاز را به او پیشنهاد دهید.

آیا منتقد درونی یا شخص دیگری به شما می گوید که شما جلب توجه می کنید ، می توانید از خود بپرسید ، آیا من یا دیگران از احساسات یا اعتماد به نفس ناراحت نیستم یا به دنبال ارتباط هستم؟ اگر پاسخ دوم است ، به بخش “نیازمندان” در بالا برگردید و مراحل ذکر شده در آنجا را دنبال کنید!

این احساس “خفیف” که اکنون تجربه می کنید – کاملاً غمگین نیست ، خیلی خوشحال نیست؟ آن را “خسته کننده” می نامند ، و تعریف بسیار روشن است

رئیس

ما نه تنها اجتماعی شده بودیم تا باور کنیم وقتی به دنیا آمدیم نباید از احساسات اجتناب کرد ، قوانین بسیاری نیز وجود داشت که به ما نیز آموزش داده شد. مانند: فقط دو جنس وجود دارد (درست نیست) ، دختران زیبا و سازگار و پسرها رهبرانی مطمئن هستند. یکی از بسیاری از مواردی که در این مورد وجود دارد این است که وقتی دختران و / یا زنان به دیگران آنچه را می خواهند یا نیاز دارند می گویند و تصمیم می گیرند دیگران را خوشایند نکنند قبل از اینکه خود را اعلام کنند ، اغلب برچسب “رئیس” – برچسب منفی نشان دهنده نقص شخصیت در کسی که یاد گرفته است خودش حرف بزند یا اینکه بتواند وظایف خود را در محل کار به طور موثر انجام دهد.

اگر به شما رئیس گفته می شود ، بررسی کنید که آیا لازم است این نظر را جدی بگیرید. به عنوان مثال ، اگر کار روی تخت خواب خود را انجام می دهید ، آیا کارکنان یا شریک زندگی شما بیشتر پاسخگوی نیازهای شما هستند؟ یا آیا این برچسب منفی رفتار طبیعی انسان را به روشی جنسیتی توصیف می کند؟ اگر مورد دوم باشد ، می توانید آن را نادیده بگیرید ، یا حتی ممکن است در پاسخ با س suchالی از قبیل “من کنجکاو هستم که آیا اگر من یک مرد بودم ، از کلمه رئیس برای توصیف اقدامات من استفاده می کنید” ، به آرامی نظر دهنده را به چالش می کشید.

به طور خلاصه ، روزانه برچسب های زیادی استفاده می شود که رفتار طبیعی انسان را منفی توصیف می کند. شروع به توجه به زمان بروز این کلمات ، یا در گفتگوی منفی خود یا در مکالمه با دیگران کنید. وقتی آنها را شنیدید ، به اطلاعاتی که در مورد آن بحث کردیم برگردید. و ، اگر وقتی فردی را به خاطر این اصطلاحات صدا می زنید ، رئیس باشید ، شما می دانید چه باید بکنید!

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>