اما بارنت در مورد برنامه ریزی پس از قفل کردن

[ad_1]

درست. آنجا. من انجامش داده ام. اولین تاریخ DINNER وارد شده است. بالاخره صفحات خالی دفتر خاطرات کاغذی و تقویم دیجیتال من می توانند به رخ کشیدن. من خودم را مجبور کردم که برای تولد یکی از دوستانم یک میز در فضای باز رزرو کنم ، بنابراین هم وظیفه همسر خود را انجام داده ام و هم دوباره به معاشرت از پیش تعیین شده برگشتم.

می بینید که من سعی می کنم همه چیز را درگیر اوضاع کنم – زیرا آزادی های ما ذره ذره به ما باز می گردند – و دفتر خاطراتم را پر می کنم تا به چیزی شبیه به قبل از Covid شباهت داشته باشم.

من همیشه یکی از برنامه ریزان عالی زندگی بوده ام ، تا جایی که یکی از بهترین دوستان مدرسه ای من لقب جذاب “Carol تعهد” را به من اعطا کرده است. اما هنوز هم ، علی رغم فرصتی که می توانم صفحات صف کشیده را با شام و ناهار ، وعده های غذایی در باغ های دوستان پر کنم ، خودم را کمی از دست می دهم.

من ریتم و استعداد خود را برای پر کردن وقتم از قبل از دست داده ام. این کمی شبیه وقتی است که اشتهای شما برای مدتی شما را ترک می کند و هیچ چیز کاملاً مزه ندارد ، اما شما می دانید که برای ادامه کار باید غذا بخورید.

این واقعاً انحرافی است ، زیرا در ماههای طولانی قفل شدن متوجه شدم که لزوماً کاری که ما قبل از آن انجام می دادیم مهم نبود – بلکه من با کسی بودم که این کار را می کردم. و به سادگی با دیگران بودن. مردم – همین چیزی است که به من هیجان و بهار در گام من می دهد؛ داستانهایی که همراه با آن تعاملات است که من به شدت از دست داده ام.


و با این حال ، با پر شدن اخبار شبکه های اجتماعی من ، این هفته ، با عکس هایی از مردم که اولین پیمانه خود را در یک باغ آبجو یخ زده می خورند یا شام را با چند نفر انتخاب شده خود در برخی از چادرهای شفاف به ظاهر عرق خورده می خورند – من فشاری را احساس کردم که باید داشته باشم سازمان یافته تر بوده است اما چگونه؟


تصویرگری چلسی هیوز

به نظر می رسد که من از یک خواب طولانی و کسل کننده بیدار شده ام و کاملاً مطمئن نیستم که چگونه خودم را بلند کنم یا سازهایی را که قبلاً می نواختم. من می دانم که بعضی از دوستان خیلی جدی به نظر می رسند – و حتی احساس نگرانی می کنند. بحث درمورد اینکه آیا آنها می خواهند به یک زندگی پر جنب و جوش تر بازگردند.

دیگران سعی می کنند آنچه را که در این زمان عجیب آموخته اند حفظ کنند – و JOMO را به جای FOMO – لذت از دست دادن – کانال خود را با حباب خود ادامه دهند.

گروه دیگری که می شناسم ، اعتقاد ندارید که بیرون آمدن هنوز ایمن نیست ، زیرا واکسینه نشده اند. با یک فرد آسیب پذیر زندگی کنید یا نگران این نباشید که افراد در خارج از خانه به فاصله اجتماعی نپردازند.

و کسانی را که امسال با از دست دادن عزیزان خود تحولات اساسی و تحولات عمیقاً دردناکی را تجربه کرده اند ، فراموش نکنیم. سلامتی خودشان با یک ضربه غیر منتظره یا تغییر اساسی در زندگی کاری آنها – با از دست دادن هزاران نفر از شغل هایشان – همانطور که دنیای ما متوقف شد.

هنگامی که من در این ساعت در ساعت زن با دکتر نیهارا کراوز ، یک روانشناس بالینی مشاور صحبت کردم ، او تشخیص داد که تغییر مکان بین دو ایالت برای بسیاری از افراد دشوار است ، به یک دلایل کلی و معتقد است که کند بودن کار اساسی است. هر بار یک قدم کوچک بردارید و به تدریج در محیط جدید و سرعت جدید مجدداً اقبال پیدا کنید.

و گرچه این پس از یک سال تکرار شدید و گاهی خستگی زیاد ، ضد شهودی به نظر می رسد – احتمالاً درست است. شما از ابتدا ایستادن در ماراتن شرکت نمی کنید – و حتی اگر بسیاری از افراد با گذشت زمان بیشتری وقت بیشتری را در خانه های خود گذرانده باشند – افراد زیادی بیرون هستند.

از طریق رفتن به محل کار ، غذا بخورید ، بخوابید و تکرار کنید – زیرا در زندگی خود هیچ چیز دیگری نداشتند که بتوانند این مشکلات را از بین ببرند و مسائل خود را به چشم بیاورند. یا جستجوی کار ، پر کردن شرکتهای برنامه بی پایان و پیدا کردن بازگشت به نردبان غیرممکن است. یا آموزش در منزل ، در حالی که کار را پایین نگه می دارید و سعی می کنید در خود و روابطشان پایدار بمانید.

ما فکر می کردیم قبلاً خسته شده ایم – اما قفل کردن جای خود را به نوع دیگری از خستگی داده است. جایی که حتی کوچکترین چیزها مانند طراحی تفرج که نیاز به جسورتی بیشتر از همسایگی شما دارد یا پوشیدن چیزی متفاوت از لباس جدید شما می تواند طاقت فرسا و بی معنی باشد. و همانطور که یکی از شنوندگان ساعت زن ما می گوید: “ایستادن در آستانه در باز اکنون کاملاً ترسناک است و این از یک زن توانمند است.”

بسیاری از ما تحمل های خود را از دست داده ایم – حتی زبردست ترین و با اعتماد به نفس ترین. و هرگز قدرت تنبلی محض را دست کم نگیرید. از قضا یک عضله به خودی خود – زیرا به سختی به نظر می رسد هیچ تلاشی نمی کند – و با این حال مدتی طول می کشد تا به یک ظرف غذا مناسب تبدیل شود و از آن استفاده کنید.

به علاوه برنامه ریزی لازم برای تهیه یک میز آرزو شده در یک رستوران یا میخانه که به اندازه کافی خوش شانس است که فضای بیرونی داشته باشد ، فقط فکر من را در این مورد خسته می کند.

اما باید ادامه دهیم. به آرامی اما با اطمینان.

و گرچه فکر نمی کنم دیگر نگرانی ای را که قبلاً نسبت به آخر هفته کاملاً خالی داشتم و از دفتر خاطرات کاغذی مطمئن به من خیره می شد ، دوباره احساس خواهم کرد (یک یادگیری عالی برای شخص من در 12 ماه گذشته) – فقط می دانم من وقتی دوباره به مذاکره با چند دوست و اعضای خانواده برمی گردم ، در عین حال مخفیانه امیدوارم که یکی دو نفر از آنها ممکن است با نزدیک شدن به تاریخ سخت جنگ ما را لغو کنند ، من مناسب هستم – من را برای آنچه در گذشته بود ترک می کنم rarity: فضای موجود در دفتر خاطرات.

اما بارنت ساعت زن رادیو 4 BBC و Newsnight شب BBC Two را ارائه می دهد. بر توییتر/ اینستاگرام اوemmabarnett است. کتاب او نامیده می شود این در مورد زمان خونین است. دوره زمانی.

دو هفته آینده به GLAMOR برگردید تا قسمت بعدی او را بخوانید.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>