بت مک کول در زندگی با توره

[ad_1]

به ستون سلامت روان جولای توسط نویسنده و نویسنده بث مک کول خوش آمدید ، جایی که او در مورد زندگی با توره صحبت می کند. بث نویسنده کتاب “چگونه دوباره زنده شویم” است ، که یک راهنمای عملی قابل گفتگو و صادقانه برای هر کسی است که بیماری روانی دارد. او همچنین یک دختر خنده دار است توییتر.

من Tourette دارم. علی رغم اینکه در بیشتر دوران نوجوانی و بزرگسالی با آن زندگی کردم و علیرغم تمام کارهایی که در زمینه پذیرش خود انجام داده ام ، این جمله همچنان با نوعی وزن توطئه آمیز و اعتراف آمیز سنگین است ، گویی که به چیزی شرم آور اعتراف می کنم به جای افشای یک واقعیت پزشکی خنثی درباره خودم.

سندرم تورت (یا توره) نوعی بیماری عصبی است که باعث می شود فرد حرکات یا صداهای غیرارادی ایجاد کند. این تنها اختلال تیک نیست و همچنین تنها علت تیک نیست. برای تشخیص معمولاً فرد باید بیش از یک سال دو تیک حرکتی متفاوت و تیک صوتی داشته باشد. شدت علائم فرد با گذشت زمان به تدریج تغییر می کند یا در طول روزها یا هفته ها نوسان می کند.


تصویرگری چلسی هیوز

تأثیر این اختلال می تواند نسبتاً جزئی باشد – تحریک و خجالت گاه به گاه – یا ناتوان کننده. روزانه فرد را از کار یا کار راحت نگه دارد. این تأثیر نه تنها به شدت علائم ، بلکه به عوامل دیگری مانند دسترسی به مراقبت ، حمایت از خانواده و تحصیلات ، نگرش کارفرمایان و اینکه آیا فرد نیز دارای بیماری مشترک نظیر ADHD ، ASD ، OCD است بستگی دارد.

اگرچه بیماری Tourette بیماری روانی نیست ، اما اغلب به روشهای مشابه به حداقل می رسد و سو mis تفاهم می شود. این می تواند برای توصیف شخصی که زیاد فحش می دهد استفاده شود ، همانطور که OCD برای افراد مرتب و Bipolar با کسی که چند تغییر کوچک در روحیه دارد ، تنبل است. مسخره کردن Tourette همیشه امری آسان بوده است. هنگام تحقیق روی این قطعه ، شروع به نوشتن ‘بیماریهای همراهی Tourette’ در یک نوار جستجو کردم. پیشنهاد سوم این بود که “تلاش تورت سعی در خندیدن ندارد.” این به عنوان یک حواس پرت و بی حسی رفتار می شود ، در فحاشی های فریاد زده و حرکات اغراق آمیز صورت پانتومیم می شود.

“دیگر نمی خواهم پس انداز کنم”: این همان چیزی است که دوست دارید با یک بیماری روانی روبرو شوید

در حقیقت ، بیشتر افراد مبتلا به Tourette کوپروالیا را تجربه نمی کنند (فحش غیر قابل کنترل یا سخنرانی مکرر و نامناسب) ، اگرچه این یکی از انگزترین علائم است که اغلب به عنوان پرخاشگری یا رفتار ضد اجتماعی خوانده نمی شود. ناراحتی من از این شوخی ها به دلایل مبهم “خشم” یا “بیداری” نیست. آنها انگ می زنند ، بی اهمیت می کنند و به طور فعال چالش و تغییر مکالمات پیرامون تفاوت ، بیماری روانی ، معلولیت و تنوع عصبی را دشوار می کنند ، که این امر باعث می شود افراد از مراقبت و عطوفت برای زندگی ایمن و با وقار حیاتی نباشند. آنها همچنین کاملاً مسخره هستند.

من از بچگی تیک داشتم. اولین چیزی که به یاد می آورم پاک کردن اجباری گلو در دوران دبستان بود ، چیزی که من را گیج کرد و وقتی با اضطراب سعی در سرکوب آن داشتم بدتر شد. در دبیرستان ، در سمت راست صورتم دچار تیک صورت شدم و در 15 سالگی هالوپریدول ، داروی ضد روان پریشی با اثر آرام بخش قوی برای من تجویز شد. این قرص ها که روزانه مصرف می شوند ، احساس خستگی و جدا شدن را در من ایجاد می کنند و اگرچه در تیک تیک های من بهبودی حاصل شده است ، اما مصرف داروها را فقط پس از چند ماه متوقف کردم. اوضاع پس از GCSE های من کمی بهتر شد و سپس در شکل ششم بدتر شد. در طول امتحانات A-Level ، من اغلب اوقات میانه جمله را متوقف می کردم تا انگشتانم را خم کنم و مشت خود را ببندم و باز کنم ، چیزی که در دانشگاه ادامه داشت.

دوستی های پس از همه گیری: آیا خوشبختی ما در کنار هم بودن می تواند در کنار غم و اندوه و عدم اطمینان وجود داشته باشد؟

امروزه تیک های من به مراتب بهتر مدیریت شده و قابل پیش بینی هستند ، گرچه هنوز هم چیزی است که من روزانه با آن سر و کار دارم. در روزهای خوب آنها معتدل هستند ، به سختی مورد توجه قرار می گیرند. در روزهای بد ، آنها یک مجموعه ناامیدکننده از اجبارها و حرکات ناخوشایند فزاینده ای هستند ، منابع ذهنی من را تخلیه می کنند ، من را از کار منحرف می کنند و از احساس حضور در من باز می دارند. به ندرت این روزها ، آنها را خسته ، عاطفی و غالباً با دردهای جسمی بسیار پایان می دهم.

زندگی به سختی با زندگی Tourette می تواند سخت باشد ، من سپاسگزارم که اکنون نگرش من نسبت به آن (بیشتر) از بی تفاوتی آرام است. درمان ، و همچنین تحقیق ، کتابهای CBT ، ورزش بدنی ، ایجاد خود ترحم و ایجاد ارتباط با سایر افرادی که با آن زندگی می کنند ، کمک کرده است. من همه راه اونجا نیستم من هنوز برای تماشای فیلم هایی از خودم ، ضبط پادکست ها یا حضور در صفحه که ساخته ام ، لحظات سرگرم کننده و غرورآمیز زندگی ام که هنوز به آنها دسترسی کامل ندارم ، تلاش می کنم. من کار تلویزیون و رویدادهای زنده را رد کرده ام و هنوز هم می توانم هنگام توضیح آن برای دوست یا شریک زندگی جدید یا پرس و جو از غریبه ، احساس خجالت و اضطراب کنم.

مهمتر از همه ، وقتی این اتفاق می افتد با خودم مهربان هستم. دیگر لازم نمی دانم بخاطر آنچه خارج از کنترل من است عذرخواهی کنم. ناراحتی شخص دیگر دامنه آنها و دامنه آنهاست. تجارت من دقیقاً در زندگی من در زندگی غنی و دلسوزانه است. My Tourette به سادگی بخشی از چشم انداز است ، ویژگی در میان بسیاری ، یک جز component از یک مجموعه پیچیده. من عاشق اسپاگتی ، مارگاریتاهای تند ، رمان های علمی تخیلی سوداگرانه هستم. از عدس متنفرم. جعبه های کبریت را جمع می کنم. من چشمانی سبز ، کوته بین ، اندازه 6 فوت دارم. گاهی اوقات بدن من کارهایی را انجام می دهد که از کنترل من خارج است. من در این مورد بسیار خونسرد هستم و از شما دعوت می کنم که با آن هم خونسرد باشید. اگر نه ، اشکالی ندارد. دنیا مرتباً می چرخد ​​، زمان هم ادامه می یابد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>