برای روز جهانی ویتیلیگو ، این چیزی است که زندگی در شرایط پوستی واقعا شبیه است

[ad_1]

تشخیص داده شدم (بخاطر واژه بهتر) ویتیلیگو وقتی من فقط چهار ساله بودم پس از سقوط بیش از حد و خراشیدن زانوهای من یک بار دیگر ، من شروع به ایجاد لکه های سفید پوست در محل دلمه ها کردم. مادر من که فکر می کردم در ابتدا فقط زخم هستند ، مادر من خیلی فکر نمی کرد تا زمانی که شروع به رشد کرد. این زمانی بود که او مرا به پزشک عمومی من برد ، که بسیار منفور بود و پس از اقناع شدید مادر من ، من را به یک متخصص پوست فرستادند.

متخصص پوست تأیید کرد که من ویتیلیگو داشته ام و آنچه را که ممکن است برای من با مادر باشد ، انجام دادم. ویتیلیگو یک بیماری خودایمنی و وضعیت پوست تصور می شود که توسط استرس یا ضربه ایجاد می شود ، اما این هرگز ثابت نشده است ، بنابراین هیچ کس نمی داند دقیقاً چه چیزی آن را روشن می کند. طبق بنیاد پوست بریتانیا ، ویتیلیگو محلی است که ملانوسیت ها – سلول هایی که رنگدانه سازی / ملانین پوست شما را ایجاد می کنند – غیرفعال هستند اما هنوز وجود دارند. این بیماری حدود 1٪ از جمعیت جهان را درگیر می کند و می تواند در هر سنی شروع شود ، اما معمولاً قبل از رسیدن 20 سالگی به فرد توسعه می یابد.

13 مبتلایان به آکنه های پوستی مثبت که کاملاً با پوست خود خنک هستند

همانطور که چهار ساله بودم ، من واقعاً نمی دانستم چه خبر است و برایم مهم نبود – تا زمانی که تکه ها شروع به نشان دادن مکان دیگری کردند ، حتی حتی متوجه شدم. من رنگ پوست زیتونی دارم و همیشه به راحتی برنزه می شوم ، وقتی تابستان فرا رسید ، همه دوستانم متوجه پوست من شدند و من هم “من پوست شما چه مشکلی دارد؟” آنها می پرسیدند. “شما شبیه گاو یا سگ تکه تکه به نظر می آیید.” آنها می گفتند بچه ها واقعاً نمی فهمند که کلمات آنها چقدر می تواند آزاردهنده باشد ، آنها فقط بچه هستند ، اما تقریباً هر روز از من می پرسند که چه مشکلی برای من ایجاد شده است که باعث می شود من نفرتی نسبت به بیماری پوستی ام پیدا کنم – که ، با توجه به عقاید ، احتمالاً این وضعیت را بدتر می کند .

“ویتیلیگو ، به خصوص اگر روی صورت و دست باشد ، می تواند از نظر روانی بسیار ناتوان کننده باشد.” دکتر چوپرا از مرکز پوست لندن به شبکه آسیایی بی بی سی گفت. دکتر چوپرا گفت که برخی از بیماران بیان می کنند که دیگران فکر می کنند این بیماری مسری است و او داستان هایی از والدین شنیده است که به فرزندان خود می گویند در صورت ابتلا به آنها با بچه های ویتیلیگو بازی نکنند.


georgiatrodd / اینستاگرام

به عنوان یک دختر کوچک برای پوست من مورد آزار و اذیت قرار گرفتم ، به این معنی که من دائماً از نمایش آن نگران و نگران بودم و نیاز داشتم که همیشه “طبیعی” بودن آن را بپوشانم. من همیشه از اضطراب رنج می بردم ، بنابراین مرتباً فکر کردن و وحشت کردن درباره چیزهایی که قطعاً به گسترش وصله های من کمک نمی کند (و نمی کند).

وقتی بزرگتر شدم و به دبیرستان رفتم قلدری متوقف شد اما خودآگاهی من اینگونه نبود. می توانم به یاد بیاورم که زیر پا را روی زانوهایم گذاشته و جوراب شلواری برهنه می پوشم تا بتوانم مانند همه دختران دیگر دامن بپوشم و نگران نشان دادن زانوهایم نباشم. من پیراهن های آستین بلند را به جای آستین کوتاه انتخاب کردم تا بتوانم تکه هایی را که ناگهان روی آرنجم جوانه زده اند ، بپوشانم.

من آموخته ام که از آکنه خود در آغوش بگیرم و تو هم می توانی … نحوه این کار چیست

در حدود 12 سالگی مادر تصمیم گرفت مرا به پیش یک متخصص پوست بازگرداند. او می توانست ببیند که ویتیلیگو چگونه بر من تأثیر می گذارد و می خواست ببیند آیا کاری از دست ما برمی آید. پس از آن بود که در مورد درمان نور UVA / UVB (یا فتوتراپی) به من گفتند که شروع کردم و به مدت دو سال در هفته انجام دادم. این در مناطقی خاص بود که من لکه هایی داشتم ، مانند لگن و زانو ، اما در مکان های نزدیک به استخوان مانند دست ها یا پاهایم موثر نبود. ویتیلیگو هیچ درمانی ندارد. اگرچه درمان ممکن است در بازگرداندن رنگ مفید باشد ، اما نمی تواند از گسترش یا عود آن جلوگیری کند.

بعد از آن اعتماد به نفس من کمی برگشت اما من بیشتر احساس بیماری پوستی خود را برای آنچه که هست قبول کردم و خیلی زود به این نتیجه رسیدم که همین باعث شده من بی نظیر باشم. به جای دیدن آن به عنوان چیزی برای پنهان کردن و پوشاندن ، من با افتخار شروع به نشان دادن آن کردم. در این زمان نیز به وینی هارلو برخوردم و او بسیار به من الهام کرد. او را از کودکی با نامهای مشابه صدا می کردند و هنوز آنجا بود. این سوپرمدل خیره کننده که اعتماد به نفس را از بین برد.

من حتی این امتیاز را داشتم که توسط بروک البانک ، عکاسی مشهور به کارزارهای تبلیغاتی در اینستاگرام و مستند کردن تفاوت های مردم در مجموعه های مختلف عکاسی ، عکاسی کنم. در سال 2017 برای مصاحبه با بروک تماس گرفتم. من مدرک روزنامه نگاری خود را در دانشگاه انجام می دادم و در حال جمع آوری تحقیق برای پایان نامه ام (که به طرز مطرحی در مورد نحوه نشان دادن بیماری های پوستی در رسانه ها بود) و او موافقت کرد با من صحبت کند در حالی که از وصله های من عکس می گرفت. اعتماد به نفس خود را مدیون افراد با استعدادی مانند بروک هستم. سریال ویتیلیگو که او تولید کرد باعث شد یک دفعه احساس عادی و خاصی داشته باشم.


georgiatrodd / اینستاگرام

برای دیدن این تعبیه شده ، باید کوکی های رسانه اجتماعی را تأیید کنید. تنظیمات برگزیده کوکی من را باز کنید.

برای دیدن این تعبیه شده ، باید کوکی های رسانه اجتماعی را تأیید کنید. تنظیمات برگزیده کوکی من را باز کنید.

امروزه ویتیلیگو بیشتر مورد قبول جامعه است. مردم ممکن است لزوماً ندانند که چیست اما احتمالاً آن را قبلاً دیده اند ، خواه در مدل موجود در سایت لباس مورد علاقه آنها باشد یا در کسی که در خیابان قدم می زند. من را اشتباه نگیرید ، من هنوز هم افرادی را که به پوست من خیره می شوند (به ویژه دستانم همان جایی که بیشتر از همه قابل توجه است) خیره می کنند و به من ظاهری کثیف می دهند. دیگران با کنجکاوی از پوست من می پرسند که چه مشکلی برای پوست من وجود دارد ، اما به جای این که مثل گذشته دور شوم ، کاملاً خوشحالم آنها را آموزش می دهم.

روز جهانی ویتیلیگو برای من معنی زیادی دارد. این چیزی است که من به روش خودم هر ساله (معمولاً با ارسال در شبکه های اجتماعی) از زمانی که در سال 2016 از طریق اینستاگرام به آن برخوردم ، آن را جشن می گیرم. این جامعه آنلاین افراد مبتلا به ویتیلیگو است که وقتی احساس ناامنی در مورد پوست خود می کنم من را بلند می کند. از گروه های پشتیبانی فیس بوک و طرفداران رسانه های اجتماعی گرفته تا افرادی که با آن در تلویزیون می بینم ، همه اینها برای من و دختر کوچکی که قبلاً بوده ام بسیار معنی دارد.

برای اطلاعات بیشتر در مورد جورجیا تردد ، نویسنده تجارت همکار GLAMOR انگلستان ، وی را در Instagramgeorgiatrodd دنبال کنید.

من از پسوریازیس شدید رنج می برم و می خواهم بدانید که این مسائل فقط در پوست نیستند

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>