تأثیر خود درمانی خود در آینده بر سلامت روان

[ad_1]

مغزم مدام وزوز می کند. لحظه ای نیست که فکر نکنم. مراقبه؟ شوخی میکنی! 100٪ حضور دارید؟ هان تفکر بیش از حد وجود دارد ، و سپس این وجود دارد: یک آشفتگی چرخشی ، چرخشی از مونولوگ داخلی ، مانند روایت خود Fleabag اما به میزان قابل توجهی کمتر تند است.

این ناتوانی در ایجاد آرامش در ذهن من ، از ابتلا به بیماری اضطراب و وحشت در نوجوانی گرفته تا داشتن سطح آگاهی از خود در مصرف هر کاری که انجام داده ام ، آزار دهنده است. به طور خلاصه ، من در راه خودم قرار می گیرم – بسیاری.

مونولوگ های درونی ذاتاً منفی نیستند – افکار می توانند واقعی و کاملاً توصیفی باشند. از طرف دیگر ، مال من عوضی است: پر از انتقاد از خود و حدس زدن دوم. هر بار که در جمع صحبت می کنم ، روزها به فکر آن می مانم. آیا صدایم بی خبر بود؟ آیا همه به نقطه چانه من نگاه می کردند؟ آیا من اسم همه را درست تلفظ کردم؟

آیا این منفی در زنان شیوع بیشتری دارد؟ مارگی وارل ، نویسنده پرفروش کتاب “تو این را داری!” می گوید: “بله!” وی گفت: “بخشی از آن به دلیل شرایط اجتماعی ما است و بخشی دیگر به این دلیل که مغز ما از نظر بیولوژیکی بیش از مردان نشخوار می کند. ما همچنین تمایل داریم که در هنگام لغزش ، در مقابل آنچه که به دست آوردیم ، از نقاط ضعف و نقص خود استفاده کنیم. “

امسال ، به لطف قفل شدن ، بیشتر از هر زمان دیگری برای تدبر در زندگی ام وقت داشته ام. چرا من اینقدر به آن صدای منفی قدرت می دهم؟ چرا من در مورد حرفه ، زندگی عاشقانه و ظاهر خود خیلی سخت گیرم؟ چگونه می توانم محتوای بیشتری احساس کنم؟ بنابراین وقتی از روند تفکر جدیدی به نام “خودآیندگی در آینده” شنیدم ، برایم جالب شد. این روش خود درمانی توسط حرفه ای ها پشتیبانی می شود و راهی برای باز کردن دیدگاه مثبت تر است. این جایگزین درمان حیاتی برای سلامت روان نیست ، اما مکان خوبی برای شروع است. آیا این می تواند اولین قدم در خارج شدن از مسیر خودم باشد؟

شما (آینده) خودتان می کنید

خودخواهی در آینده عملی است که باید خود را جای خود – و اولویت بندی – خود آینده خود قرار دهید. از طریق مجله ، شما تشویق می شوید که روزانه از خود بپرسید چه چیزی خود فرد آینده شما می خواهد ، به چه چیزی احتیاج دارد و شایسته آن است – و نشان دهید که چگونه فرد فعلی شما می تواند هر روز برای رسیدن به این اهداف گام بردارد. مجموعه ای از کتابهای جدید و صدای متخصص معتقدند که ما باید به شخصیت آینده داخلی خود اعتماد کنیم – یعنی یک نسخه عاقلانه و کم اضطراب از شما اکنون – تا راهنمای انتخاب های زندگی خود باشیم.

یک تئوری این است که منابع الهام “خارج” ، به عنوان مثال افراد مشهور و تأثیرگذار ، یک فرهنگ مقایسه سمی ایجاد می کنند و می توانند ما را از رشد مثبت شخصیت باز دارند. دیگر اینکه گذشته ما همچنین می تواند دید منفی نسبت به خود – امروز و فردا – ایجاد کند. وقتی به آنچه شخصیت ما را می سازد فکر می کنیم ، مسئولیت گذشته – این است که آسیب های گذشته هویت ما را شکل می دهند و ویژگی های ما را قفل می کنند.

‘تنهایی’ به شما کمک می کند وقتی خودتان هستید شادی و رضایت را تجربه کنید – و این زندگی من را تغییر داده است

با این اعتقاد ، شخصیت و آینده ما می توانند تعیین شوند و استقلال ما را می گیرد. من همیشه شخصیت “نوع A” خود را غیرقابل تغییر دیده ام. من فکر کرده ام که به طور مثال همیشه ذاتاً کمال گرا خواهم بود ، زیرا تجربیات زندگی من را مجبور کرده است.

در راهنمای جدید خودخواهانه خود در آینده ، شخصیت دائمی نیست، دکتر بنجامین هاردی این مسئله را به چالش می کشد: “شخصیت می تواند ، باید و تغییر می کند. اهداف شما هویت شما را شکل می دهد. ” وقتی حتی پنج سال پیش به خودم فکر می کنم ، در نحوه حرکت در زندگی به شدت تغییر کرده ام: از نظر احساسی بالغ شده ام و دیدگاه بیشتری دارم ، نه اینکه اولین واکنش را نسبت به احساسات داشته باشم ، همانطور که من 20 ساله ام. من امنیت بیشتری دارم و “من” را بهتر می شناسم.

اما دکتر هاردی این مسئله را بیشتر پیش می برد و ادعا می کند شخصیت فقط با افزایش سن تکامل نمی یابد بلکه می تواند کاملاً تغییر کند. این خصوصیات شما را از رسیدن به اهداف بازمی دارد؟ او ادعا می کند که آنها گزینه هایی هستند و قابل تغییر هستند. او معتقد است که خود اصیل شما ، خود آینده شماست و بنابراین ، آنچه شما آرزو می کنید در درون شما باشد – شما فقط باید شجاع باشید ، نسخه های گذشته خود را بریزید و فعالانه افرادی را که می خواهید باشید انتخاب کنید.

این فرایند شامل تعیین مرزها است (معدن شامل اتمام کار قبل از ساعت 7 شب در هفته ، گفتن “نه” به برنامه هایی با افرادی که واقعاً نمی خواستم آنها را ببینم ، و قرار نیست برای قرار ملاقات دوم با افرادی که ضعیف تر هستند) ، زیر سوال بردن روابط زندگی شما ، و مجله بسیاری از مجلات

برنامه ریزی شخصیت

در طول تحقیقاتم مدلهای مختلفی از خودخواهی در آینده را کشف کردم. به عنوان مثال ، بنیانگذاران برنامه تألیف گذشته (جردن بی پترسون ، دانیل ام هیگینز و رابرت او پیل) یک دوره 5 ساعته نوشتن دارند که هزینه آنها 30 پوند است ، تا به شما در کشف گذشته ، حال و آینده خود کمک کنند ، و ادعا می کنند ، “مردم کسانی که وقت خود را صرف نوشتن با دقت می کنند ، شادتر ، مضطرب و از نظر جسمی سالم تر می شوند. “

دیگران ، مانند روانپزشک دکتر دیون متزگر ، پیشنهاد می کنند اهداف خود را در شرایطی که می توانید رشد کنید تعیین کنید ، نه اینکه آنها را بر اساس انتظارات دیگران قرار دهید. من به عنوان یک نویسنده ، چیزهای زیادی درباره خودم می نویسم اما در واقع هرگز روزنامه نگاری نکرده ام ، بنابراین احساس کردم که روش دکتر هاردی می تواند جالب ترین راه را برای کشف خودخواهی در آینده فراهم کند.

بنابراین ، چهار هفته بیرون رفتم و هر شب یک ساعت مجله زنگ زدم. عمل اصلی روزنامه نگاری ساده است: آنچه را که احساس می کنید ، می بینید و باور می کنید. من می خواهم هر ورودی را با ورود به کار آنچه در آن روز انجام داده ام شروع کنم ، سپس آنچه را که احساس می کنم کشف کنم. سرانجام ، من تصمیم می گرفتم که تصمیماتی بگیرم ، که می تواند بزرگ باشد: ‘آیا کارم را ترک می کنم؟’؛ یا کوچک: ‘آیا امشب آن شام را لغو می کنم؟’ هیچ راهی برای برش کوکی وجود ندارد. فقط بفهمید چه چیزی بیشترین وضوح و آرامش را به شما می دهد.

به قول داریوش فروکس ، از انجمن یادگیری آنلاین The Sounding Board: “وقتی چیزها را یادداشت می کنید ، واقعی می شوند. شروع به ژورنال کردن کنید و خودتان آن را ببینید. ” مطالعات نشان داده است كه تماس روزمره به طور منظم می تواند حافظه و مهارت های ارتباطی را تقویت كرده و منجر به خواب بهتر شود. روانشناس دکتر جیمز پنبایکر از دانشگاه تگزاس حتی پیشنهاد می کند که می تواند سلول های ایمنی بدن را تقویت کند.

در ابتدا احساس هیجان می کردم: وظیفه من این بود که به قول دکتر هاردی “تصور ، طراحی ، استراتژی و توطئه برای ایجاد و زندگی وحشیانه ترین رویاهای خود”.

اما در هفته یکی از برنامه های مشخص شده در کتاب او ، من با پرسش های بزرگی روبرو شدم ، از جمله ، “داستان شما چیست؟” ، و “چرا شما همان شخصی هستید که هستید؟” این یک بحران وجودی را ایجاد کرد: آیا من به خاطر پدر و مادرم هستم؟ آیا من به دلیل ضربه ای که زندگی کردم ، هستم یا علی رغم آن؟

چرا اشکالی ندارد که از “از دست دادن” زمان خود در طی همه گیری ناراحت شوید

نوشتن برای رسیدن به من

هفته دو ، هرچه بیشتر روزنامه می کردم ، احساس کمتری داشتم که می دانستم. وقتی کتاب دکتر هاردی من را به چالش کشید که از خودم بپرسم در ده سال آینده چه می خواهم ، این سوال خیلی بزرگ شد – مخصوصاً در دوره Covid ، جایی که برنامه ریزی برای یک هفته قبل احساس خطر می کند. وقتی آرزوهایم را باز کردم (شغل ، خانه ، رابطه) ، دیگر اطمینان پیدا کردم که آیا این چیزها را می خواهم یا فقط احساس می کنم باید آنها را بخواهم. خیلی به آن حس محکم خود بستگی دارد. در هفته چهار ، به آخرین س inال کتاب می رسیدم: “آیا شما با خود قبلی یا آینده خود سازگار خواهید بود؟” من نمی دانستم من نمی دانم.

با این حال ، یک تحقق من این بود که من مدتهاست خودمخواه خودم هستم. وقتی 16 ساله بودم ، لیستی از ده موردی را که می خواستم تا 25 سال بدست آورم نوشتم. در 25 سالگی تولد امسال ، وحشت کردم. من فقط به هفت رسیده بودم من در نیویورک زندگی نکرده بودم ، خانه ای خریداری نکرده ام و کتابی منتشر نکرده ام. آنچه که ژورنالینگ به من آموخته است – که ایده مخالف روند کار است – این بود که من باید این وابستگی به خود آینده ام را کنار بگذارم.

اهداف عالی هستند ، اما می توانند نتیجه مثبتی نداشته باشند. از آنجا که هفت مورد از آن لیست را که فقط چک نکردم ، از آن عبور کردم. من کارهایی انجام داده ام ، کارهای بهتر ، که در “لیست” نبودند. استفاده از تولدها به عنوان نقاط عطف می تواند نشانگر خوبی باشد ، اما چه اتفاقی می افتد که به آن روز تولد برسید و جایی که می خواستید نباشید؟ آن اهداف تحقق نیافته در تاریخ 25 ام احساس ناکامی شد. وقتی به اطرافیانم گفتم ، آنها خندیدند. زیرا آنها مرا به عنوان یک شکست نمی بینند.

سرانجام ، ژورنالینگ باعث شد تا به نقطه ای برسم که خودم را نیز به عنوان یک شکست مشاهده نکنم. هر شب حساب کردن از احساسات ، دستاوردها و اهدافم به من کمک کرد تا دریابم که چقدر فشار بی جا به خودم فعلی وارد کرده ام.

محافظت از گذشته من

با این حال ، برخی از بخش های شخصیت دائمی مرا ناامید نمی کند. این ایده که آسیب های گذشته چیزی نیست که شما باید خودتان با آن تعریف کنید یک رویای لوله ای است – همچنین فرض می کند این تعریف منفی خواهد بود. شما با ضربه خود تعریف نمی شوید ، اما به شما شکل می دهد. اگر کسی را به دلیل خودکشی در سنین جوانی از دست نمی دادم ، به همان اندازه متعهد به رفع لکه ننگ بهداشت روان نبودم. و گرچه آن ضربه چیزی نیست که من می خواهم دوباره آن را تجربه کنم ، اما آن را به عنوان گزینه ای محدود می کنم که احساس بی اعتباری می کند.

من علاقه بیشتری به تعریف دکتر متزگر از خودخواهی در آینده دارم: “تمرکز خود را بر روی تبدیل شدن به شخصی که می خواهید باشید تغییر دهید. همه تعریف متفاوتی از “بهترین” خود دارند ، بنابراین هیچ الگوی استانداردی وجود ندارد. ” دکتر متزگر با تعیین اهداف ، معتقد است: “خودخواهی در آینده یکی از سالم ترین فعالیت هایی است که می توانید برای شکوفایی در این زمانهای نامطمئن انجام دهید.”

من همچنین دوست دارم که چگونه نائومی هیرابایاشی و مارا لیدی ، از بنیانگذاران برنامه خودمراقبتی Shine ، خودخواهی در آینده را به عنوان راهی برای پرسیدن از خود تعریف می کنند: “امروز چه کاری می توانم انجام دهم که مراقبت از من باشد؟” “خودخواهی در آینده لازم نیست یک برنامه بزرگ باشد: اگر فکر کردن در مورد خودتان در عرض 5 سال احساس طاقت فرسایی کرد ، به فردا یا هفته آینده فکر کنید – از کوچک شروع کنید و رشد کنید.”

صدای عقل

مسافرت کردن و استفاده از آینده من به عنوان مربی من – با محوریت من 30 ساله در تصمیم گیری هایم – درمانی بود. باعث شد سرعتم کم شود و مونولوگ درونی ام آرام شود. نوشتن افکارم و آشکار کردن آنچه که از زندگی می خواهم اعتماد به نفس جدیدی به من داد زیرا شما به وضوح می بینید که به چه چیزی اجازه می دهید خود را حل کنید و من دیگر گفتم “نه”.

به عنوان مثال ، من یکی از دوستانم را که تأثیر منفی در زندگی من داشت قطع کردم زیرا آنها همیشه مشکلات خود را بر من اولویت داشتند و من احساس خستگی عاطفی می کردم. با خاموش کردن ایمیل ها در آخر هفته ها ، خودم را مجبور کردم وقت بیشتری بگیرم و “برای کار” زندگی نکنم. من فعالانه تصمیم گرفتم به جای افرادی که باید “آنها را اصلاح کنم” با افرادی که گزینه های سالم تری برای من بودند قرار بگذارم. مدتی روی این تصمیمات نشسته بودم ، اما ژورنالینگ به من اطمینان لازم برای تحقق آن را داد. این اقدامات خودمراقبتی باعث شد که احساس قدرت و رهایی کنم.

خودخواهی در آینده به مکان فعلی شما بستگی دارد و مانند تمام روشهای درمانی ، یک راه حل همه جانبه نیست – و انجیل هم نیست. تنها چیزی که می توانم امیدوار باشم این است که 30 ساله من به من 25 ساله افتخار می کند. دقیقاً همانطور که به من 16 ساله افتخار می کنم.

یک سال پس از شروع همه گیری ، در اینجا اثرات مخربی بر سلامت روان ما آورده شده است

آنچه آموخته ام

  • Journalling مطابق با اعتیاد به مواد مخدر زندگی می کند.
  • سیستمی را انتخاب کنید که برای آن مناسب است
  • شما. این یک روش متناسب با همه موارد نیست.
  • شاید بتوانیم به فضا سفر کنیم ، اما دانشمندان و روانشناسان هنوز به درستی نمی دانند چه چیزی در ذهن ما می گذرد. و ممکن است هرگز.
  • قفل کردن باعث شده است که سهام را بررسی کنیم. آنچه را در این زمان انزوا آموخته اید فراموش نکنید و به آن عمل کنید.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>