دختر سیاه دیگر: زکیا دالیلا هریس در مسابقه تکلینگ

[ad_1]

زکیا دالیلا هریس ، نویسنده کتاب دختر سیاه دیگر – طنزی کمیک تاریک که تنش میان دو زن جوان سیاه پوست را که در صحنه کاملاً سفید انتشار کتاب ملاقات می کنند ، توصیف می کند.

این عنوان با عنوان “بیرون بروید با شیطان می پوشد پرادا” توصیف می شود ، یکی از مورد انتظارترین نسخه های سال 2021 است و حقوق تلویزیون قبلاً برای Hulu انتخاب شده است. این توضیح هوشمندانه و به موقع درباره پویایی دفتر است که می تواند در طیف گسترده ای از صنایع وجود داشته باشد ، ضمن اینکه بسیار خنده دار و صفحه اصلی است.

در اینجا ، ما در اولین رمان او با زاکیا در زمینه مقابله با نژاد ، تهدیدها و رقابت های اداری صحبت می کنیم.

وقتی زکیا دالیلا هریس در انتشار کتاب کار می کرد ، دیدن یک سیاه پوست دیگر در اطراف دفتر کار نادر بود.

او بیش از زوم از خانه خود در بروکلین توضیح می دهد: “من از آنجا که من اغلب تنها تنها بودم ، بیش از حد آگاه بودم که هر کسی رنگین پوست را در زمین ببینم که نویسنده یا نماینده نباشد.” روز تابستان سرد و غیرمعمول

“این نوع چیزها واقعاً من را علاقه مند می کرد زیرا من تنها یکی بودم ، یا حداکثر یکی از دو نفر.”

در واقع تنوع در محیط کار چنان غیرمعمول بود که به مناسبت زمانی که او زن سیاه پوستی دیگر را دید که در حمام نویسنده نبود ، مدتها بعد از آن حادثه ای بود که در او گنجانده بود. او کی بود؟ آیا او اینجا بود تا مصاحبه کند؟ آیا او قصد داشت یک همکار جدید شود؟

اگرچه لحظه ای زودگذر بود ، هریس همچنین فهمید که زن به او نود نمی دهد – یک سیگنال تقریبا جهانی تصدیق ظریف که او برای تبادل با سیاه پوستان آمده است در مکانی که آنها بسیار محکم هستند اقلیت

“من احساسات زیادی داشتم. ما هیچ تعاملی نداشتیم ، اما من به سمت میز کار خود رفتم و به آن فکر کردم: چرا آن لحظه در ذهنم اینقدر سوار بود؟ آیا او هیچ تصوری در مورد دیدن من داشت؟ “

‘موهای شما مانند میخانه به نظر می رسد’: ریز تجاوزهایی که زندگی من را به عنوان یک زن سیاه پوست شکل داده است

به خودی خود ، این لحظه معنای زیادی نداشت – هنوز هم او را به این فکر سوق داد: اگر دختر سیاه پوست دیگر در دفتر ، دوستی نباشد که فکر می کرد باشد؟

سریع به ژوئن 2021 ، و اولین رمان هریس ، دختر سیاه دیگر، در قفسه ها تازه است – یک داستان طنز ، کمیک تاریک که ریشه در این عدم تعادل آشنا در محیط های حرفه ای دارد.

صرفه جویی برای کارمندان تعمیر و نگهداری ، کارگران پست یا مسئول پذیرش ، قهرمان اصلی نلا راجرز دو سال را به عنوان تنها سردبیر ویراستار سیاه پوست در دفتر منهتن از شرکت انتشارات کتاب ، واگنر صرف کرده است – یک شکاف جمعیتی که مطمئناً بسیاری از خوانندگان ، بدون توجه به صنعت آنها ، با آن ارتباط برقرار خواهند کرد. .


این پویایی چنان ریشه دوانده است که وقتی شرکت دستیار تحریریه سیاه پوست دیگری ، Hazel-May McCall را استخدام می کند ، Nella فوراً از احساسات پر می شود – از شناختن جدیدترین ترکیب تیم هیجان زده می شود. امیدوارم که آنها دوستانی سریع و محکم پیدا کنند. درباره اینکه آیا هازل به همان اندازه از برخی مصنوعات ساخته شده توسط همکارانش به همان اندازه نگران خواهد شد ، فریب می دهد.

اگرچه نلا در ابتدا از حضور شخصی در دفتر تشکر می کند که ظاهرا برخی از فشارهای این محیط را تحمل می کند ، اما حضور هازل ناامنی های خود را به شدت متمرکز می کند. هازل با داشتن دوست پسر سیاه پوست ، تربیت هارلم و قفل های باشکوهی که نلا فاقد آن است ، باعث می شود که با وجود اینکه می داند این مسئله نگرانی زاید است ، “آیا به اندازه کافی سیاه” است.

تجاوزهای خرد نژادی در محل کار من را به سمت کار آزاد سوق داد – و این بهترین کاری است که من انجام داده ام

نلا شروع به تعجب می کند که آیا هیزل انگیزه های غیر دوستانه ای دارد – یا اینکه آیا خصومت بین آنها به راحتی نتیجه ناخوشایند تصورات او است. اما هنگامی که یک سری یادداشت روی میز او می رسد ، به او می گوید ‘واگنر را ترک کن. اکنون ، نلا متوجه می شود که واقعاً شخصی وجود دارد که می خواهد او را سریع و سریع از دست بدهد.

فاش کردن بیش از حد در مورد معنی یادداشت های هشدار دهنده ، اینکه چه کسی آنها را کاشته و پیامدهای آنها برای هر دو زن شاغل در دفتر کار برای خوانندگان ضرر دارد – زیرا ارزش این را دارد که ماجراجویی را دست اول انجام دهید. اما با این عنصر هیجان روانشناختی ، هریس تأثیر واقعی چگونگی تأثیر اضطراب نژادی ناشی از سالها ایستادگی را بررسی می کند.

به طور مشابه نلا ، تجربه هریس از تنها سیاه پوستان بودن در یک فضا مدت ها قبل از ورود به دنیای شرکت ها آغاز شد ، زیرا در سال های شکل گیری خود در فضاهای سفید اغلب بزرگ شده بود.

هریس می گوید: “من به یک مدرسه ابتدایی سفیدپوست ، در یک محله بسیار سفید رفتم.” “تا دبیرستان و دبیرستان بود تا اینکه در اطراف سیاه پوستان دیگری بودم که خانواده نبودند.”

در نتیجه ، بسیاری از عناصر کتاب الهام گرفته از سالها مجبور شدن وی در این عرصه ها است – به ویژه تجاوزهای خرد که باعث ایجاد فشار اضافی به روز کاری می شود. به عنوان مثال می توان به موارد زیر اشاره کرد: فرضیاتی که شما می خواهید هر لحظه در مورد تنوع و گنجاندن آن بحث کنید و نام شما را با دختر سیاه پوست دیگر در دفتر اشتباه بگیرید ، صرف نظر از اینکه ظاهر شما متفاوت باشد.

“من فکر می کنم برچسب زدن به نژادپرستی بیرونی آسان است اما وقتی در این تعاملات روزمره ، در بنیان های شرکت های آمریکایی و سایر مشاغل باشد ، این یک مشکل است. ما تا زمانی که به این مسئله پرداخته نشویم ، واقعاً تنوع و درگیری قابل تأملی نخواهیم داشت

“چیزی فراتر از شرمساری وجود دارد. فرضیاتی وجود دارد ، تعصبات وجود دارد ، کارهای کوچکی که شما فقط درمورد گروهی از افراد دیگر انجام می دهید که می تواند وحشتناک باشد. من می خواستم آن تفاوت را بررسی کنم. “

علاوه بر سیاست های اداری ، چیزی که در زندگی واقعی به صدا در می آید قدرت مو به عنوان مکانیزم اتصال بین زنان سیاه پوست است. از همان لحظه ورود هیزل به دفتر ، نلا از حضور احتمالی زن سیاه پوست دیگری در اطراف از بوی محصولات موی خود که به سمت میز کارش پخش می شود هشدار داد. این یک مشاهده زبانی است اما به این حساسیت واقعی اشاره دارد که ممکن است کسی مجبور شود چیزی آشنا را در یک مکان غیر منتظره حس کند.

هریس به یاد می آورد: “نلا تجربه ای مشابه من داشت ، از بزرگ شدن در اطراف سفیدپوستان ، آرام کردن موهای خود برای جا افتادن و سپس تغییر شکل طبیعی مو.” “همانطور که شروع به طبیعی شدن کردم ، احساس کردم که این پیوند دیگر را با دیگر زنان سیاه پوست دارم – احساس می کردم بخشی از یک جنبش هستم. این چیزی بود که می دانستم او و هیزل را بهم پیوند می دهد. علی رغم اختلافات و پیشینه آنها ، آنها می توانند در مورد مو صحبت کنند. شما می توانید از مکان های مختلف ، کلاس های مختلف باشید ، اما موهای طبیعی و اینکه آیا شما می خواهید آن را بپوشید یا نه – این چیزی است که ما را به شکلی واقعا زیبا بهم می چسباند. “

حالا آیا شما به من اعتقاد دارید که نژادپرستی در ترک مگان از انگلیس نقشی داشته است؟

صرف نظر از شخصی که کتاب در دست آنها است ، دختر سیاه دیگر خنده دار ، پر از دسیسه است و خواننده را وادار می کند که مرتباً ورق بزند ، درست تا آخر. موارد زیادی وجود دارد که هریس آرزو می کند مخاطب از این تجربه دور شود ، اما یکی از بزرگترین پیام ها در مورد فواید دیدن تنوع در تنوع است.

“ما این را می دانیم ، اما هنوز هم باید گفت: سیاه پوستان یکپارچه نیستند. ما متفاوت هستیم ، بی نظیر هستیم و لیاقت این را داریم که با هیچ کس مقایسه شویم. قبل از هازل ، نلا با ایده های کارمندان واگنر در مورد اینکه یک کارمند سیاه پوستان چه کاری باید باشد مقایسه شد: سپاسگزار و خوشحال از حضور در آنجا.

“پس ، وقتی هیزل می آید ، او را با او مقایسه می کنند. او هرگز فردی نمی شود. من واقعاً امیدوارم که این کتاب به خوانندگان و موسسات انتشاراتی و مدیران در همه جا ، در هر صنعت ، باعث شود که مردم وقتی درباره تنوع صحبت می کنند ، درباره آن شخص فکر کنند. نه فقط یک کمپین بزرگ

“ما باید این فضاها را فراگیرتر کنیم تا مطمئن شویم گفتگویی یکنواخت وجود دارد. این بزرگترین غذای آماده من است. البته ، البته – فقط لذت ببرید! “

دختر سیاه دیگر اکنون بیرون است

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>