دوستان تصویری غیر واقعی از زندگی در 20 سالگی شما است

[ad_1]

یادم نمی آید اولین باری که تماشا کردم دوستان. من فکر می کنم ، مانند اکثر هزاره ها ، تکرارهای بی پایان بعضی اوقات در کودکی به روان من نفوذ کرد تا اینکه به سنی رسیدم که مادر من به من اجازه می دهد بیدار بمانم و فصل های آخر را تماشا کنم دوستان همانطور که پخش می شدند – این چه تازگی بود!

قرار گرفتن در معرض نمایش مانند این در چنین سنی تأثیرگذار (من هنگام پخش فصل آخر 11 ساله بودم) ، به عنوان نقشه ای برای آنچه من فکر می کردم زندگی بزرگسالان به نظر می رسد بود. فکر کردم ، همین بود ، وقتی 20 ساله شدم (سنی که به نظر می رسد در آن مرحله خیلی دور باشد) من با بهترین دوست خود در یک آپارتمان زیبا زندگی می کنم ، دوستان نزدیکم در آن سالن زندگی می کنند و ما روزهای ما در کافی شاپ ها در حالی که نردبان شغلی را به راحتی مقیاس بندی کردم (البته خودم را راشل تصور می کردم).

9 نکته اصلی که در دیدار مجدد دوستان کاهش یافت – از جمله جنیفر آنیستون و دیوید شویمر نشان داد که آنها تقریباً یک ماده بودند

دوستان به ما گفت که زندگی قرار است اینگونه باشد ، اما اکنون ، به عنوان یک جوان 27 ساله در حال تماشای دوستان تجمع ویژه ، من فهمیدم – مثل خیلی های دیگر – که 20 سالگی من از این ایده آل که ما فروخته ایم فاصله زیادی داشته است. زندگی که دوستان نقاشی شده برای ما انجام می دهد. نه وجود داشته باشد

اولاً ، چه کسی وقت دارد که تمام روز در یک کافی شاپ بنشیند؟ آیا جوئی فقط وقتی که امتحان نمی دهد به امید اینکه دیگران با آن سر و صدا کنند فقط آنجا می نشیند؟ حتی اگر انتظار می رود باور کنیم که این قبل از مراجعه همه آنها به محل کار یا بعد از آن است ، اکثر کافی شاپ ها در اواخر بعد از ظهر تعطیل می شوند و کسانی که وقت دارند در 7 صبح برای یک گپ به کافی شاپ بروند در حالی که بقیه ما هستیم به طور دستی سعی می کنید قبل از کار در یک رژیم ورزشی و مراقبت از پوست قرار بگیرید؟

همچنین این واقعیت که شش دوست می توانند برنامه های خود را برای معاشرت با یکدیگر هماهنگ کنند همیشه شنیده نشده است. هماهنگی برنامه ها با یک دوست به سختی کافی است چه رسد به پنج دوست دیگر. اما ، به نظر می رسد که آنها چنین حلقه ای نزدیک به هم هستند و هیچ دوست دیگری ندارند ، منطقی است که آنها معاشرت با یکدیگر را در اولویت قرار دهند. همچنین این واقعیت که آنها بسیار نزدیک به یکدیگر زندگی می کنند به قابل قبول بودن این امر کمک می کند. بدیهی است که آنها مجبور نبودند با مسکن لندن درگیر شوند که این باعث می شود برخی از دوستی ها مانند روابط از راه دور احساس شوند.

دوستان: بازیگران آن زمان و اکنون

مبادا به اندازه آپارتمان مونیکا و راشل اشاره کنیم. آشپزخانه دوست داشتنی! سالن پراکنده! پنجره ماموت و گوشه خواندن! چه رویایی. در حالی که سرانجام توضیح داده شد که آپارتمان زمانی مادربزرگ مونیکا بوده و از نظر اجاره کنترل می شود ، اما در حالی که در جعبه کفش Brixton نشسته ام هنوز نمی توانم احساس غبطه کنم.

سپس این واقعیت وجود دارد که به ویژه راشل ، به نظر می رسد شغل خود را انتخاب می کند و طی چند سال به ارتفاعات لرزه ای می رسد (او حتی این فرصت را پیدا می کند که با کارش به پاریس برود ، چیزی که من هرگز او را به خاطر رد کردنش نمی بخشم ) به همین ترتیب ، وقتی با راس ملاقات می کنیم ، او در حال حاضر یک دیرین شناس متخصص است ، اما به سرعت در طول مجموعه پیشرفت می کند و به عنوان یک استاد NYU نیز می شود – یک شاهکار جدی چشمگیر. در حالی که برخی از ناکامی های شغلی مونیکا نشان داده می شود ، بیشتر او دیده می شود که خودش رستوران خود را اداره می کند ، کاری طاقت فرسا که باعث می شود ما س questionال کنیم که چگونه او هرگز وقت دیدن دوستانش را داشته است که مطمئناً برخلاف برنامه کار می کند؟ در حالی که مقیاس گذاری نردبان شغلی ، بخش بزرگی از آنچه 20 سالگی شما را تشکیل می دهد ، با وجود این است دوستان بدون هیچ زحمتی جلوه دادن این ، در حقیقت برای رسیدن به اوج بازی خود سالها پیوند سخت لازم است.

به همان اندازه که من (عمیقا) دوست دارم دوستان، نمایش فقط بازتاب تجربه 20 چیزی نیست. به ویژه ، وقتی به قسمت آخر 20 سالگی خود می رسم ، متوجه مهاجرت جمعی از دوستان شده ام که از لندن ، یا به کشورهای مختلف یا به شهرهای خود بازگشتند و یا با شرکای خود مستقر شدند. گردهمایی های بزرگ دوستانه ، گرچه در یک سال گذشته به هیچ وجه امکان پذیر نبوده ، اما بسیار اندک است و من خوش شانس هستم اگر هر هفته حتی با یکی از دوستانم IRL روبرو شوم ، چه رسد به هر روز. در حالی که من یک سال را با یکی از بهترین دوستانم زندگی کردم (صادقانه بگویم ، خیلی عالی بود ، من آن را اکیداً توصیه می کنم) ، اما برنامه های متفاوت ما به این معنی بود که نیمی از زمان کشتی هایی که شب می گذرانیم. اگرچه وقتی شریک زندگی من و من تصمیم گرفتیم که با هم زندگی کنیم ، خط مونیکا را گفتم “حالا من باید با پسری زندگی کنم!”

چرا قفل شدن باعث می شود که در مورد دوستی های ناموفق خود فکر کنم

با وجود دوستان به ما دروغی درباره آنچه که 20 سالگی ماست بفروشید و به همان اندازه که من غصه می خورم ، 20 سالگی بودن همه چیز نابود کننده و تاریکی نیست. این یک دهه در مورد تعقیب رویاها ، یافتن عشق ، کشف مکان های جدید ، ملاقات با افراد جدید و البته پرورش آن دوستی های موجود است. این در مورد استفاده حداکثری از تمام امکاناتی است که بزرگسالی برای ما ایجاد می کند – برای برخی از این ممکن است به معنای نشستن در کافی شاپ با نزدیکترین دوستان شما باشد ، برای برخی دیگر ممکن است به معنای سفر انفرادی به مکان های دور افتاده یا رسیدن به اهداف شغلی شما باشد همیشه خواب دیدم.

گرچه ممکن است آن حلقه از دوستان نزدیک یا آن آپارتمان عظیمی که تصور می کنیم را نداشته باشیم ، اما امکان و فرصت انتخاب هر راهی را که بخواهیم داریم. و چه چیزی از این هیجان انگیزتر است؟

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>