سارا هاردینگ و شریل در دیدار دختران مخفی با صدای بلند

[ad_1]

هنگامی که سارا هاردینگ در ماه اوت گذشته فهمید که در 38 سالگی به سرطان پستان مبتلا شده است ، این امر باعث شوک در صنعت سرگرمی و طرفداران Girls Aloud شد.

سارا پس از به تأخیر انداختن چک کردن توده به دلیل ترس از مراجعه به بیمارستان در قفل ، در اوایل تابستان گذشته پس از آنکه این توده دردناک شد و به سختی می توانست بخوابد ، تشخیص را دریافت کرد. سارا پس از تشخیص ، فاش کرد که پس از آن تقریباً به علت سپسیس درگذشت و مجبور شد به مدت دو هفته در کما قرار گیرد که باعث می شود او برای گفتن تلاش کند. و در حالی که او از آن زمان تحت عمل جراحی ماستکتومی و شیمی درمانی قرار گرفته است ، در آخر هفته او در عصاره ای از کتاب جدید خود بشنو مرا در روزنامه تایمز فاش کرد که پزشکان در دسامبر به او گفته بودند که کریسمس 2020 احتمالاً آخرین آخرین کریسمس است. سرطان او اکنون به ستون فقراتش سرایت کرده و ممکن است در مغز او باشد و مادرش ، ماری ، از سارا مراقبت می کند.

سارا هاردینگ ، 38 ساله ، نشان می دهد که او مبتلا به سرطان پستان “پیشرفته” است که “به سایر قسمت های بدن او گسترش یافته است”

در اینجا یک متن اختصاصی برای GLAMOR از کتاب جدید او آورده شده است به من گوش کن، که در 18 مارس منتشر شد ، نه تنها سارا پس از تشخیص خود ، یک دیدار محرمانه و تلخ Girls Aloud را در Soho Farmhouse بازگو می کند ، بلکه چریل ، همبازی سابق سارا ، نیز تأثیر اخبار مخرب دوستش بر او و دختران را بازتاب می دهد.


با شنیدن دوباره همه دختران روحیه من بالا رفت.

وقتی پیتر (لورین) پیشنهاد داد که چند روز دیگر سازماندهی شود تا همه ما بتوانیم با هم باشیم خیلی خوشحال شدم. من حدس می زنم شما می توانید آن را یک دیدار دختران با صدای بلند بنامید. برنامه این بود که ما به Soho Farmhouse برویم ، که یک باشگاه خصوصی اعضای هتل و هتلی در 100 هکتار زمین کشاورزی در نزدیکی Cotswolds است – بخشی از گروه Soho House. ما می دانستیم که آنجا کم حرف و خصوصی خواهد بود و علاوه بر این ، تنها دو ساعت از خانه مادر من فاصله داشت ، جایی که من در طول درمان سرطان در آنجا زندگی می کردم.

هرچند که من درمورد گردهمایی مجدد ، احتیاط و ترس خود را داشتم. قرار بود اولین باری باشد که همه ما در حدود هشت سال یکدیگر را می بینیم. این به خودی خود اعصاب خردکن بود ، اما واقعیتی که احساس می کردم و نگاهم به همان شکل است ، باعث بدتر شدن آن می شد. گذراندن سرطان به اندازه کافی بد است ، اما عوارض جانبی تمام مواردی که قرار است شما را بهتر کنند ، گاهی اوقات به سختی می تواند به اندازه خود بیماری دشوار باشد. استروئیدهایی که مصرف می کردم باعث می شود نفخ پیدا کنم و به دلیل شیمی درمانی مژه هایم را از دست می دهم. با نزدیک شدن به زمان دیدار مجدد ، من داشتم تصور می کردم که همه آنها ظاهری خارق العاده و پر زرق و برق دارند ، در حالی که به نظر می رسیدم … خوب ، مثل من. خودم نیستم بهترین من نیست این طور نیست که من فکر می کردم آنها البته نمی فهمند یا قضاوت نمی کنند. فقط وقتی به عنوان یک گروه با هم بودیم ، بخشی از چیزهایمان جذابیت بود. به عنوان یک گروه ، همه ما سبک ها و ظاهر خاص خود را داشتیم ، اما در مورد Girls Aloud یک جنسیت و جذابیت وجود داشت که من در آن زمان قادر به رسیدن به آن نبودم. با این حال ، من اجازه نمی دادم که این مسئله مرا متوقف کند ، بنابراین چند روز قبل از سفر برای خرید لباس های جدید رفتم. یکی از دوستانم یک بوتیک نزدیک محل مامان دارد ، و او خوشحال شد که با پیدا کردن یک وسیله جدید به من کمک می کند.

11000 نفر می توانند به دلیل همه گیری ، با سرطان پستان تشخیص داده نشده زندگی کنند. در اینجا نحوه بررسی مشاعره در خانه آورده شده است

روز ، درست زمانی که نیکولا ، نادین و کیمبرلی خود را بالا کشیدند ، به Soho Farmhouse رسیدم ، بنابراین در واقع ، لحظه تجدید دیدار عمدتا در پارک ماشین بود. همه ما در یک خانه بزرگ ماندیم و شگفت انگیزترین شام ژاپنی را که از پن ین تحویل داده ایم ، یکی از رستوران های زیبا در مزرعه است.

تا آن زمان ، من شل شدم و شروع کردم به لذت بردن از خودم. خاطرات زیادی وجود داشت. ما تصمیم گرفتیم که همه قسمت های Girls Aloud: Off the Record را تماشا کنیم ، برنامه تلویزیونی پشت صحنه ای که به سبک مستند ساخته شده بود و برای E4 در سال 2006 ساخته بودیم.

آن زمان همه ما خیلی متفاوت بودیم. نوعی ساده لوحی شیرین در مورد ما وجود داشت. من به یاد دارم که بخصوص شریل تقریباً خودش را از طریق انگشتان بالای چشمش تماشا می کرد ، که در بعضی از نظرات و سخنان خفیفش خسته شده بود. تفاوت در نحوه دختران پس از آن در زنان پیچیده ای که از آن زمان تبدیل شده اند وجود دارد.

نادین به خصوص هنگام تماشای نمایش بسیار خنده دار بود. او گفت: “من هرگز این را ندیده ام.” “من به خاطر ندارم که هیچ یک از اینها را انجام داده باشم.”

تماشای Off Record باعث خندیدن و حتی بیشتر احساس خنده شد ، اما باید بگویم که من با احترام نگاه می کردم. به دختران گفتم: “فقط این را از دست می دهید.


چریل:

خبر بیماری سارا خیلی مرا تحت تأثیر قرار داد. از آن روز ، او هر ساعت بیداری بر روی مغز من قرار می گرفت – به حدی که احساس می کنم می خواهم با او باشم. البته این امکان پذیر نیست. گاهی اوقات ، او و من FaceTime ، صدایی قوی به نظر می رسد و ما می توانیم ساعتها با خوشحالی گپ بزنیم. دفعات دیگر او فقط از بین رفته است. من فکر می کنم ماهیت آن همین است. بسیار غیر قابل پیش بینی به نظر می رسد در ابتدا احساس ناتوانی می کردم. من تلاش کردم تا وقتی با او صحبت کردم کلمات مناسبی را برای گفتن پیدا کنم و نمی دانستم چه کار کنم یا چگونه باشم.

حالا فقط می خواهم به هر طریقی که باشد در کنار او باشم. او ممکن است بخواهد گریه کند یا غضب کند یا حتی بخندد ، اما هر کجا که باشد ، فقط آنجا باشید.

شنیدن صحبت های او درباره آنچه در زندگی او بوده است و آنچه باید بوده است ، مرا نابود می کند. اکنون مرا شکسته ، فقط به آن فکر می کنم.

من نمی خواهم که سارا پشیمان شود و نمی خواهم خودش را به خاطر کارهایی که در گذشته انجام داده لگد بزند. این بیماری بدون توجه به اینکه چطور زندگی خود را انتخاب کند برای او اتفاق می افتاد. این ، همانطور که برخی ممکن است نشان دهد ، نتیجه شخصی نیست که بوده یا بوده است. این فقط یکی از آن موارد وحشتناک است که زندگی گاهی اوقات با انسان سر و کار دارد. خودشه.

وقتی همه ما در Soho Farmhouse دور هم جمع شدیم ، هیچ اشک ریخت. در واقع ، این کاملاً درست نیست ؛ اشک وجود داشت ، اما آنها بیش از غم و اندوه از خنده بود. این یک سفر دوست داشتنی برای همه ما دور بود و سارا در بهترین حالت بود. او همیشه شوخ طبع و تیزبین بوده است ، اما به هر حال ، در همه اینها ، او حتی بامزه تر است. خدا می داند چگونه!

HEAR ME OUT توسط سارا هاردینگ در 18 مارس منتشر شده است (Ebury Press ، 20 £ به علاوه کتاب الکترونیکی و صوتی)

آنچه آرزو می کنم قبل از تشخیص سرطان پستان در سن 23 سالگی بدانم

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>