سوفی برسینر در مورد اینکه شیمی درمانی باعث ناباروری وی شده است

[ad_1]

شش سال پس از تشخیص و معالجه سرطان پستان ، به سوفی برسینر ، در 37 سالگی ، گفته شد كه شیمی درمانی باعث ناباروری وی شده است. حالا ، کتاب جدید او پروژه مادر داستان او را از تشخیص سرطان گرفته تا رحم اجاره ای نمودار می کند.

در اینجا ، او دقیقاً همان لحظه ای را که پزشکان به او گفتند نابارور است ، و ترکیبی عظیم از احساسات را که به عنوان زنی که تازه فهمیده است نمی تواند بچه خودش را حمل کند ، تجربه می کند …


از کجا می دانید نابارور هستید؟ شخصی به طور حرفه ای و مستقیم به شما می گوید شما نابارور هستید ، از این طریق می دانید. شاید در یک مرکز درمانی از نوع استاندارد بدون توصیف ، مانند این یکی که الان در آن هستم. بدون توصیف ، اما در حال حاضر در دو اتاق نفرت انگیز برتر که من در هر زمان نشسته ام. در حال حاضر من نمی توانم چیزی بشنوم به جز مخلوط کردن خون خودم – که گاهی اوقات هنگامی که اخبار بد زمین را تحویل می دهید و واقعاً انتظارش را ندارید ، اتفاق می افتد. متأسفانه ، این اولین بازاریابی من نیست.

شوهر من آقای B قطعاً چیزی آرامبخش می گوید ، زیرا او در حالی که این کار را انجام می دهد پشت من را می مالد ، اما من از صدای گرم سفید کر شده ام و در عوض بر روی سیب آدام او متمرکز می شوم زیرا او مرتباً چیزی را پایین می اندازد – آه بله ، طعم ابجی ناامیدی و پریشانی به این دلیل که این اتفاق تازه افتاده است:

“من می ترسم سونوگرافی شما عملکرد تخمدان را نشان ندهد ، در واقع تخمدان چپ شما اصلاً قابل مشاهده نیست. و نتایج آزمایش خون AMH و FSH نیز نشان می دهد که شما نابارور هستید.

برای دیدن این تعبیه شده ، باید کوکی های رسانه اجتماعی را تأیید کنید. تنظیمات برگزیده کوکی من را باز کنید.

نابارور یک تشخیص تا حدی مبهم که باعث می شود اتاق در خودش پیچیده شود در حالی که آقای B پشت من را می مالد ، و هیچ کس او را نمی مالد. شنوایی من به موقع برمی گردد تا او را وادار کنم که بگوید ، “خوب ، شما بدتر شده اید ، ها؟” آه مسیح ، من باید ناشنوا می ماندم. در این لحظه ، وقتی تصور می کنم آینده من توالت فرنگی خراب می کند ، جلوگیری از اظهار نظر در امن ترین حالت است. من به مرد فقیر و سپس به دکتر خیره می شوم. در حالی که اقدام به تهیه بروشور اهدای تخمک می کنید ، پزشک بی روح با چهره ای تنظیم شده که “با صبر و حوصله منتظر ثبت خبر” است.

خوب ، بله ، من – به معنای واقعی کلمه – از این هم بدتر شده ام: سرطان پستان ، شیمی درمانی و اشعه ای که ظاهراً قدرت باروری من را سرخ کرده و من را در وهله اول قرار می دهد. اما هنوز هم ، فکر نمی کنم مناسب باشد که مرا در مقیاس پذیرش عاطفی اخبار بد پارک کنید ، در حالی که در اواسط پردازش این بیت ، صدای بم را می گیرم.

از دست دادن کودک همچنان یک موضوع تابو است ، بنابراین ، مانند کریسی تیگن ، من داستان خود را با جزئیات خام به اشتراک می گذارم تا به دیگران در آنجا کمک کنم

در حال حاضر ، به عنوان یک زن در نهایت آماده برای شروع جشن بدن خائن من دوباره با ساختن یک کودک با شوهر دوست داشتنی من ، هیچ چیز بدتر است. من نمی توانم بچه بسازم. بدن من دوباره مرا فروکش کرده است و بنابراین من از بدنم متنفرم ، به همراه بقیه در این اتاق. این حق من به عنوان یک انسان زن است. این کاری است که همه انجام می دهند. این هدف نهایی من ، هویج آویزان من بوده است تا من را در 5 سال گذشته از بهبودی درمانی عبور دهد ، و اکنون من اینجا هستم ، آماده هستم. و من قادر به انجام آن نیستم ؟! خوب ، این ممکن است به معنای واقعی کلمه بدترین چیز در جهان نباشد ، اما در حال حاضر بدترین چیز در جهان من است. این فقط … خوب این است ، فقط … این عادلانه نیست.

اوه اوه من دلخوری درونی دارم. همزمان با تصور اینکه دکتر چک لیست غم و اندوه Kübler-Ross خود را طی می کند ، می توانم ساختمان خشم را احساس کنم. “او از انکار رد شده و مستقیماً عصبانی شده است ، بنابراین به زودی در چانه زنی خواهد بود ، منتظر می مانم.”

من علاقه ای به چانه زنی ندارم. می خواهم بروم خانه و بخوابم و صد سال گریه کنم. در عوض من ناگهان بلند می شوم و از اتاق خارج می شوم ، در حالی که آقای B عذرخواهی می کند و مرا به سمت نیمکت باغ بیرون دنبال می کند ، جایی که احساسات خود را نادیده می گیرد تا احساسات من را تسکین دهد.

چگونه صنعت سلامتی در حال سو financ استفاده مالی و عاطفی از زنانی است که با باروری دست و پنجه نرم می کنند

من می دانم که این مرد که زیر پاهای من خم شده است ، تنها کسی است که می فهمد در حال حاضر با من چه کار کند ، او من را بهتر از هر کس می شناسد. او قبلاً فهمیده است که حرف غلط را در لحظه گفته است ، و دارد توضیح می دهد که وحشت کرده است. او چیزی بیشتر از این نداشت که کمی به یک وضعیت عمیقاً تاریک بتاباند ، و آن را به تنها راهی که می دانست چگونه به چشم بیاورد. با گفتن این بار من نمی میرم.

آره. بله درست است * نفس عمیق می مکد *.

هر چند نوع مشابه نهایی وجود دارد. بازگشت به عقب بار دیگر تمام زندگی من به مسیری رسید که انتظار آن را نداشتم ، مسیری که من نمی خواهم ، مسیری که برای همیشه تغییر می کند. من از او عصبانی هستم زیرا من هرگز فرزند خودم را نمی بینم و او هنوز هم ممکن است فرزند خود را ببیند. و حتی وقتی به آن فکر می کنم ، می دانم که عادلانه نیست. حتی وقتی به آن فکر می کنم ، می دانم که این فرزند ماست که می خواستم ببینم ، آن ترکیب زیبا و منحصر به فرد از من و او است. و اگر فقط بتوانم مقداری از این خشم را از پشت کره چشمم پاک کنم ، می بینم که این چیزی است که او نیز از دست داده است. حتی همین الان ، روی این نیمکت احمقانه باغ ، در حالی که من جلوی تماشاگران بیمارستان از خودم نمایش خنده دار می سازم و دکتر هنوز در داخل منتظر ماست.

* در نفس عمیق مکید *.

چشمهایم را می بندم و بلند می شوم تا نوازش مورد نیاز او را بدهم ، و ما دوباره می رویم تا در مورد گزینه هایمان صحبت کنیم.

برای مطالعه بیشتر در مورد داستان سوفی ، از جمله سفر مادربزرگش به این معنی که او و همسرش سرانجام سال گذشته از دخترشان استقبال کردند ، یک نسخه از پروژه مادر را انتخاب کنید: ساخت راه آن برای والدین (بسیار طولانی) از سوفی برزینر (HarperCollins ، 14.99 پوند) ، اکنون خارج شوید.

برای دیدن این تعبیه شده ، باید کوکی های رسانه اجتماعی را تأیید کنید. تنظیمات برگزیده کوکی من را باز کنید.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>