شما قصد دارید این تابستان شبح شوید. آیا می توانم راه حل پیشنهاد کنم؟

[ad_1]

بگذارید در مورد اولین و آخرین باری که من شبح شده ام برای شما بگویم.

اولین مکالمه من با جسی * چهار ساعت طول کشید. او گفت: “داستان زندگی خود را برای من تعریف کن.” او خشن رفتار می کرد ، گویی که داستانهای پیش پا افتاده کودکی من حاوی چند رمز مخفی برای خوشبختی آینده او بود.

در قرار ملاقات دوم ما ، او هزینه یک بستنی اضافی را برای زن مسنی که در صف پشت سر ما منتظر بود پرداخت کرد. وی با چشمکی گفت: “من فقط خودنمایی می کنم ، تا این دختر را تحت تأثیر قرار دهم.”

او التماس کرد که به من ماساژ دهد. به نظر می رسید او از پختن شام برای من پریشان است. یک شب در یک پارک ایستاده بودیم و او به معنای واقعی کلمه من را در آغوش خود فرو برد و ما به ستاره ها خیره شدیم. به نظر می رسید که او یک پانتومیم برتر از یک بازیگر برتر مرد را در یک کمدی رمانتیک انجام می دهد – او مرتب با صبحانه های پنکیک عجیب من را از خواب بیدار می کرد و می خورد که آنها را می خورم. مشخصه روابط ما این بود که من ناراحت کننده پر از غذاهای صبحانه هستم.

مبارزات دوست یابی پس از قفل شدن: یک سال محدودیت ، غم و اندوه و از دست دادن بوده است ، بنابراین شما واقعاً مجبور نیستید که هر غریبه جذاب را “واو” کنید

ما شاید هشت یا نه خرما رفتیم. و سپس روزی متن وی مختصر شد. وی با بیان اینکه کار زیادی دارد ، برنامه های ما را لغو کرد. و بعد دیگر ارتباط من با من قطع شد. می دانستم که او برای من پیامی می فرستد که دیگر نمی خواهد مرا ببیند. اما او پیام واقعی ارسال نکرد. زنگ نزده پیامکی نداد. او در کلوچه نگفت “تمام شد”.

من شوکه شدم و کمی از جسارت جسی تحت تأثیر قرار گرفتم – او واقعاً فکر می کرد که می تواند مرا وادار کند تا به یک لیست پخش سه ساعته مبتنی بر جیسون مازس گوش دهم و بعد از اتمام کار مانند یک موجود جنگلی تویی بی سر و صدا در مه زمان بنشینم. من به نوعی نوار چگونگی انتظار من برای برخورد با مردان در زیر سطح جدول آب فرو رفته بود. نمی خواستم نظرش عوض شود و دوباره با من بیرون برود. من فقط می خواستم او آنقدر برایم ارزش قائل شود که از من جدا شود.

شبح بودن به شما احساس دیوانگی می دهد. این به عمد است. مردم وقتی نمی خواهند احساسات منفی ناشی از رد کردن شخص دیگری را تجربه کنند ، شبح می شوند. جسی نمی خواست کلمات مناسب را پیدا کند ، یا با احساسات من کنار بیاید یا لحظه ای گناه را تجربه کند. این یک انگیزه قابل تکرار اما ناجوانمردانه است – او در تلاش برای جلوگیری از موقعیتی که شخصاً ناخوشایند به نظر می رسید ، باعث شد احساس کنم مانند یک لفاف لثه انسانی که بی احتیاط و اینچ فاصله دارد ، از سطل آشغال دور افتاده است.

شبح می تواند بعد از یک یا دو قرار ملاقات آسیب رسان باشد ، و پس از صدها صدمه بزند. ارواح از هر جنسیتی. و من شدیداً مظنون هستم که در این تابستان – همانطور که مردم به اندازه کافی احساس امنیت می کنند تا پس از بیش از یک سال انزوا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند – شاهد شبح های بی سابقه ای خواهیم بود. مردم به شدت گیج و شاخ وموش می شوند و در درجات مختلف آسیب دیده اند. عشق و رابطه جنسی و شادی وجود خواهد داشت و افرادی که وارد زندگی شما می شوند و هوشیاری شما را به سمت بهتر تنظیم می کنند. و همچنین ، بسیاری از افراد به دلیل داشتن شبح هنگام انجام مانور بین واکسن های مجهز به واکسن ، به یکدیگر آسیب می رسانند.

هنگامی که شبح می شوید ، ممکن است احساس کنید که باید بی سر و صدا رد را بپذیرید و دیگر هرگز شخص را اذیت نکنید – یا برای اثبات اینکه “پیام را دریافت می کنید” یا به این دلیل که می خواهید عزت خود را حفظ کنید. این دقیقاً همان چیزی است که شبح شما می خواهد: این که مجبور نباشد با شما سر و کار داشته باشد. آنها از شما می خواهند که احساس بدی داشته باشید و سپس حدس بزنید که آیا حتی حق دارید احساس بدی نسبت به شخصی که حتی به اندازه کافی به شما فکر نمی کند تا شما را کنار بگذارد ، بداند و سپس تا خستگی به خود شک کنید. اما حقیقت این است: شما نمی توانید عزت خود را حفظ کنید ، زیرا این شخص با وانمود نکردن شما آن را از شما گرفته است. کاری که می توانید انجام دهید این است که برای خود بایستید.

امیدوارم که اگر بدشانسی شبح بودن را داشته باشی ، فکر می کنی همان کاری را که من با جسی کردم انجام دهی. قرار گذاشتم خودم رو بریزم

یک نکته روشن: افرادی که دیگر نمی خواهند شما را ببینند نیازی به ارائه توضیح ندارند. آنها نیازی به شنیدن صدای شما ندارند ، یا “فقط برای یک قهوه سریع ملاقات می کنند” یا به شما یک تماس تلفنی می دهند. اما آنها نجابت انسانی را مدیون شما هستند. اگر شما مقاربت جنسی کرده اید یا ساعت ها با یکدیگر آشنا شده اید ، رابطه شما “لرز” نیست. این بسیار شخصی است و هر یک از شما باید مستقیماً در مورد برنامه های خود ارتباط برقرار کنید تا دیگر هرگز شخص مقابل را نبینید.

بعد از هفته ها بدون تماس ، من به جسی زنگ زدم و یک پیام مرموز ، “سلام ، چیزی است که من واقعاً باید در مورد آن صحبت کنم …” را ترک کردم ، و هنگامی که وی پیام های صوتی پیشگیرانه ای را که به نظر می رسد مربوط به عفونت های مخمری باشد ، به متخصص زنان و زایمان هدایت می کند. او بلافاصله به او پیام داد. گفتم بهتر است حضوری صحبت کنیم. او قرار گذاشت که همان موقع بیاید.

جسی در آپارتمان من متریال شد و روسری زیبایی را به دور گردن زیبایش پیچید. احساس وحشی ، جادوگری می کردم – او مرا شبح کرده بود ، اما اینجا او اکنون گوشت بود. او مرا دور انداخته بود ، اما من او را برگردانده بودم. من نکروسانم! با خودم فکر کردم ، احساس دیوانگی از قدرت کردم. موهایم بد به نظر می رسید. جسی با ترس و ترحم به من نگاه کرد – من دیگر علاقه جنسی او نبودم ، بلکه فقط یک زن احساساتی بودم.

وقت زیادی را صرف ذهن کردن با کشیدن برنامه های دوست یابی می کنید؟ پنجشنبه برنامه کاملاً جدیدی است که به شما در یافتن عشق کمک می کند – و فقط در یک روز از هفته کار می کند …

من گفتم: “تو شبحم کردی” “ما بارها و بارها بیرون رفتیم تا مشکلی نداشته باشد. اگر می دانستی که دیگر نمی خواهی مرا ببینی ، باید این را می گفتی. “

جسی تکان خورد. او گفت كه او قصد داشت به من برگردد. او گفت که زمان شلوغی بود.

گفتم: “نه ، تو من را شبح کردی”.

“متاسفم که چنین احساسی داری.”

من گفتم: “نیازی نیست که متاسف باشی که چنین احساسی داری.” “فقط متاسفم که این کار را کردی.”

وی گفت: “متاسفم که شما احساس می کنید من این کار را کردم.” ما همینطور ادامه دادیم ، یک بازی گربه و دیگر گربه های آزار دهنده تر. من پرسیدم که آیا همانطور که او ادعا می کرد قصد ارسال پیام کوتاه به من را داشت که به او پیام می داد.

رنگ پریده به نظر می رسید.

گفتم: “بگو” ساکت بود.

“بگو!” هیس کردم “حالا بگو!” او مانند یک دهقان دهقانی که توسط یک زن جادوگر در جنگل ورق می زد ، سر و صدا کرد.

وی با لکنت زبان گفت: “احساس می کردم که شاید ما بیشتر به دنبال دوست شدن هستیم.”

آیا کوید پایان رابطه گاه به گاه را مشخص کرده است؟ عاشقانه های سریع در حال افزایش است و دلیل آن چیست

فکر کردم که ملکه جادوگر است ، همانطور که قدم هایش به سالن می پیچید. من قیامت کننده هستم. من او هستم که ارواح را به مردان و مردان را به خاک تبدیل می کنم! هنوز غمگین بودم. من نمی خواستم طرد شوم. اما من می خواستم که طرد شدنم احساس انسانی کند.

از زمان جسی ، من وقتی خودم را رد می کنم ، روند جدا شدن از خودم را اصلاح می کنم. مهم است که به یاد داشته باشید که مردم مجاز به جدا شدن از ما در هر زمان هستند ، و آنها نیازی به دلیل ندارند. برای صرفه جویی در وقت ، من معمولاً با یک متن می روم. من سعی می کنم به واقعیت ها پایبند باشم – “ما چهار ملاقات رفتیم و شما مرتب از من می خواستید که بخوابم و تماشای پخش” SexyBack “شما با گیتار آکوستیک را تماشا کنم. من فکر می کنم که رابطه ما محترمانه تر از آن است که شما با تلاش برای کوتاه کردن متن متن برای من ، شایسته آن بود. این احساسات من را آزار داد و ای کاش مستقیم تر رفتار می کردی. ” هرچه جواب دهند ، وارد مکالمه نمی شوم. (در روزهای ابتدایی اجازه دادم خود دفاعی شخصی از دست من خارج شود ، و او در پایان گریه کرد و گفت که به درمان احتیاج دارد ، که به نوعی هیجان انگیز بود اما در نهایت بیش از توان من بود.)

هر وقت این کار را می کنم کمی احساس بهتری پیدا می کنم. گویی من برای خودم نامه ای می نویسم که می گوید: “تو خیلی ذاتی هستی که وقتی کسی با تو کار کند ذوب می شوی.” بخشی از این که چرا من بر رفتاری که دیگران شرم آور می دانند پافشاری می کنم این است که می خواهم به خودم یادآوری کنم که ارزش آن را دارم. یک عقیده قدیمی پیرامون رابطه جنسی و دوست یابی وجود دارد که گاهی اوقات باعث می شود من فکر کنم ، خوب ، شما با این مرد بیرون رفته اید و بدون گرفتن تعهد با او رابطه جنسی برقرار کرده اید ، پس فکر می کنید چه اتفاقی می افتد؟ و پاسخ این است: رابطه جنسی و صمیمیت خارج از یک تعهد تک همسری هنوز حق نجابت اساسی را به من می دهد. و اگر نجابت اساسی پیدا نکنم ، به راحتی آن را خواهم خواست.

من اغلب نوعی دلتنگی برای “راه های قدیمی” دوست یابی می شنوم. مردم از روز مردانی که برای خرما درها را می کوبند و گل می آورند و از طریق تلفن با آنها تماس می گیرند ، ابراز تاسف می کنند. اما ما هرگز ، هرگز نمی خواهیم به آن روزها برگردیم. این مهربانی های اندک در ازای ماندن زنان در یک جوراب شلواری زنانه اعطا می شد – لذت زن قابل ذکر نبود ، یکنواختی ممنوع بود و تقریباً هیچ رجوع به تجاوز و آزار و اذیت وجود نداشت. من می توانم برای خودم گل بخرم ، می توانم درب خودم را باز کنم ، و وقتی اشتباه می کنم که با شخصی که به اندازه کافی برای من مستقیم بودن ارزش قائل نیستم ، می توانم خودم را بریزم.

پس گرفتن کنترل ، خواستار احترام ، حتی اگر باعث شود دیوانه باشم ، خوب است. این به من یادآوری می کند که من واقعی ، ارزشمند و زنده هستم. برای من مشکلی نیست اگر پس از آن ، شخصی که با او قرار می گذاشتم به وزن بی وزن ، بی شکل ، خیالی بازگردد.

او نباید چیزی جز یک شبح باشد.

* نام تغییر کرد ، اما شما می دانید چه کاری انجام دادید ، جسی.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>