لوئیز ردنپ در مورد تأثیر رسانه های اجتماعی بر سلامت روان وی


لوئیز ردنپ 28 سال را در کانون توجهات گذرانده است – شروع به عضویت در یک گروه پاپ ابدی، سپس به عنوان خواننده انفرادی و سپس به عنوان همسر جیمی ردنپ و مادری برای دو پسرش. چیزی که ما بیشتر از لوئیز بیشتر دوست داریم این است که پس از دو دهه در کانون توجه – پر از فراز و نشیب مستند در مطبوعات – او به طور غیراخلاقی نسبت به خودش وفادار مانده است.

لوئیز با رها کردن نیاز به تأیید همه و غلبه بر تبعیض جنسی شدید در گزارش های مربوط به ازدواج خود ، فقط آماده انجام او است – و ما برای آن آماده ایم.

به امید اینکه این طرف خود را با جهان به اشتراک بگذارد ، لوئیز کتاب جدیدی نوشت ، شما این را دریافت کرده اید: و چیزهای دیگری که آرزو می کنم می دانستم، که همه چیز را از اولین طعم موفقیت موسیقی او با Eternal گرفته تا پیمایش در مبارزات باروری ، مادری و کشف مجدد علاقه او برای اجرا مستند می کند.

پر از بینش در عشق ورزیدن به خود ، مدیریت انتظارات ، غلبه بر منتقدان ، برخورد با شبکه های اجتماعی و اعتماد به غریزه خود به عنوان یک پدر و مادر ، لوئیز می گوید این نامه عاشقانه قدرتمند خود به هر کسی است که تا به حال فکر کرده است که آیا آن را درست می کنند یا نه : اینو داری یائاس

در اینجا ، او در حالی که به تأثیر رسانه های اجتماعی و ترولینگ بر سلامت روان او می پردازد ، یک عصاره اختصاصی با GLAMOR به اشتراک می گذارد …


یکی از زمینه هایی که من را مجبور به مبارزه و تلاش فراوانی کرده است ، وقتی صحبت از سلامت روانی می شود ، رسانه های اجتماعی و به طور خاص ترول است. مسئله این است: وقتی زندگی خوب است و شما احساس امنیت و اطمینان می کنید ، آنچه مردم در شبکه های اجتماعی می گویند واقعاً معنایی ندارد و نادیده گرفتن آن بسیار راحت تر است. اما وقتی زندگی سخت است ، یا احساس ناخوشی و نگرانی در خود می کنید ، به نظر می رسد این نظرات منفی به راحتی همه آنچه را که قبلاً احساس کرده اید تقویت می کنند.

مردم اغلب می گویند ، “فقط آنها را نادیده بگیرید ، یا آنها را مسدود کنید ، آنها فقط ترول های اینترنتی هستند!” هر وقت این را می شنوم ، فکر می کنم ممکن است فریاد بزنم. اگر من تمام روز را در مسدود کردن ترول ها و نظرات آسیب رسان صرف کنم ، این یک کار تمام وقت خواهد بود. البته نادیده گرفتن آنها کاملاً منطقی است ، زیرا ترول ها به سادگی بدنبال دعوا یا نوعی توجه هستند. آنها مانند قلدرهای زمین بازی هستند که دیگران را زمین می گذارند تا حالشان بهتر شود. اما در چه جهانی زندگی می کنیم که بزرگسالان بزرگسال بتوانند نوع کارهایی را که در شبکه های اجتماعی یا بخش نظرات در وب سایت ها انجام می دهند ، بنویسند؟ برای مقابله با قلب این مشکل چیست که باید انجام دهیم؟

من خواندن این نظرات را معادل نوعی خودزنی می دانم. ترولینگ به چنان مسئله عظیمی در شبکه های اجتماعی تبدیل شده است که ما اکنون گزینه حذف نظرات از پست های خود را داریم ، پس چرا مقالات خبری همان کار را نمی کنند؟

به نظر می رسد که بسیاری از مقالات به طور خاص برای تحریک چرخان نویسی نوشته شده اند: عناوین مربوط به شکل “شگفت انگیز” کسی باعث می شود ترول ها دور خود را برگردانند و عکس این حرف را بزنند. اگر در این مقالات در مورد بدن زنان بحث نشده باشد ، بیشتر به “دل شکسته” بودن یک شخص پرداخته شده است. چرا این مقالات نمی توانند به جای فشار آوردن به زنان ، آنها را قهرمان کنند؟ همه ما این افراد قلدر را در زمین بازی یا محل کار می شناسیم ، اما این احساس بسیار بزرگتر از آن است.

“من از همه فکر کردم که” یک ازدواج کامل “دارم تا بیدار شدن از خواب و خواندن وحشتناک ترین چیزها”: لوئیز از نظر عاطفی باز می شود

این احساس می شود قلدری در مقیاس ملی است ، و شما را از بین می برد.
در روزهایی که احساس ناخوشایندی نسبت به خودم دارم ، این نظرات واقعا می تواند صدمه ببیند. تعداد نظرات مثبت همیشه بیشتر از نظرات منفی است ، اما به نوعی مهم نیست. نمی توانم روی نظرات منفی تمرکز کنم و فکر می کنم این مشکلی است که بسیاری از ما با آن روبرو هستیم. فقط یک حفاری تند و زننده طول می کشد تا اعتماد به نفس شما کاملا از بین برود ، و هیچ تعداد نظر پشتیبانی کننده نمی تواند درد را تسکین دهد.

هر مجموعه ای از تصاویر من نظراتی را با خود به همراه می آورد که من چاق ، بی ارزش و نفرت انگیز هستم. چندی پیش ، وقتی مشغول تعطیلات در ایبیزا بودم ، در هنگام خرید مغازه سوپرمارکت دستپاچه شدم. من موهایم را مسواک نزده بودم و فقط شلوارک چارلی را گرفته بودم تا در راه بیرون از در بپوشم. یک صبح ابری بود ، بنابراین فرصت خوبی برای انجام خرید احساس می شود. به نظر من فقط دیوانه است که این در واقع خبرساز بود. نظرات شامل: ‘اندازه آن پاها. به باشگاه بروید ، “او به نظر می رسد خشن ،” “خدا ، او بزرگ است ،” “بی استعداد و بی ربط” ، “او بسیار چاق است! او وحشتناک به نظر می رسد ، “خیلی ناامیدکننده شرم آور است” ، “توده ای بی شکل” ، “ارزان ، تحقیرآمیز و شرم آور” ، “هیچ چیز خاصی در مورد یک همستر کوچک چاق و چاق وجود ندارد ، او باید بزرگ شود ، جیمی برنمی گردد”.

می توانم ادامه دهم این فقط یک یا دو نفر نیست. بیش از 600 نظر وجود دارد ، زیر عکسهایی از من که در تعطیلات مواد غذایی می خرم ، نشسته ام – عکسهایی که از کسی نخواسته ام آنها را بگیرد.

احساس می کنم باید زمینه ای را که در آن رسانه مصرف می کنیم تغییر دهیم ، زیرا سیستم موجود فقط کلیک کلیک را تشویق می کند – و هرچه تعداد افراد بیشتر شود ، این نوع داستان ها بیشتر نمایان می شوند. بی رحمی احساس می شود که بخشی اصلی از فرهنگ افراد مشهور است ، و به نظر می رسد همه مردم در جامعه ، از جمله سیاستمداران زن ، به عنوان بخشی از زندگی روزمره خود با نوعی سو استفاده روبرو هستند و انتظار می رود که آن را فقط بخورند. و مردم خیلی از آنچه می خوانند باور دارند.

من در مورد مهربانی زیاد صحبت می کنم ، و فکر می کنم این به این دلیل است که من چنین کینه و کینه ای را تجربه کرده ام. همه در زندگی پرمشغله خود فرو رفته اند و ما فراموش می کنیم مهربانی چقدر مهم است.

من فکر می کنم همه ما می توانیم سهم کوچکی در این تغییر داشته باشیم. قبل از اینکه در شبکه های اجتماعی پست بگذارید یا چیزی در نظرات خود در زیر مقاله بنویسید ، همیشه ارزش این را دارد که فکر کنید: “آیا این درست است؟ آیا لازم است این را بنویسید؟ مهربان است؟ دوست دارم تعهدات سختگیرانه تری را از سیستم عامل های رسانه های اجتماعی ببینم ، و مقالات خبری با نظرات خاموش من خیلی دوست دارم که سردبیران تصویر داستانها را با عکسهای خوب به تصویر بکشند ، نه عکسهای بدتری که ممکن است پیدا کنند ، و من خیلی دوست دارم روزنامه نگاران بدون اینکه درمورد چهره آنها در مورد زنان داستان بنویسند. حقایق را به هیچ وجه ارائه دهید اما این کار را به روشی انجام دهید که هم عادلانه باشد و هم مهربانانه.

من بسیاری از خانم ها را می شناسم که به دلیل ترول رنج می برند. کارولین فلاک یکی از دوستان عالی من بود و او خونگرم ترین و سرگرم کننده ترین فرد بود. او با خونگرمی و انرژی خود هر اتاقی را که وارد آن می شد ، روشن می کرد و لبخندش خیره کننده بود. بعد از مرگ او ، همه ما در مورد مهربان بودن با یکدیگر و هشتگ #BeKind گلوله برفی صحبت کردیم. به نظر می رسید که فراخوانی گسترده برای مهربانی تر ، چه به صورت آفلاین و چه به صورت آفلاین وجود دارد ، زیرا شما هرگز نمی دانید شخصی واقعاً چه چیزی را تجربه می کند. برای چند روز ، احساس می شد ممکن است چیزی واقعاً تغییر کند و شاید مردم شروع به ارزیابی تأثیر واقعی رفتار آنلاین ما می کنند. اما جهان مرتباً چرخش می کرد و هنوز هم پیمایش و زورگویی ادامه دارد. به نظر می رسد دنیای اخبار آنلاین و رسانه های اجتماعی به موضوع یا مأموریتی متفاوت رفته اند.

یک سال بعد از مرگ دلخراش کارولین فلاک ، #BeKind دوباره رو به روند است … اما آیا ما واقعاً مهربان تر هستیم؟

احساس نمی کنم چیز زیادی تغییر کرده باشد. ما به چیزهای فراتر از لوس و کلمات پوچ احتیاج داریم. قبل از تغییر واقعی چند نفر دیگر خواهند مرد؟ فضاهای آنلاین ممکن است محلی برای بیان آزادانه باشد ، اما در عین حال غالباً زمینه مناسبی برای قلدری ، شوخ طبعی و بی رحمی است. افراد زیادی خارج از کشور هستند که از این طریق درباره آنها نوشته شده و آنها عمیقا ناراضی هستند. چیزی باید تغییر کند و اکنون نیز باید اتفاق بیفتد.

You Got This: و چیزهای دیگری که آرزو می کنم توسط لوئیز ردنپ شناخته شود در تاریخ 4 مارس (Piatkus ، 16.99 پوند)

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>