چرا تصمیم گرفتم عمل جراحی برداشتن رحم انجام دهم

[ad_1]

وقتی 19 ساله بودم ، با تاکسی به A&E رفتم و متقاعد شدم که آپاندیس من ترکیده است. دو برابر خم از درد ، شکمم را گرفتم چون اشک چربی گردن جهنده مورد علاقه ام را خیس کرد.

پس از آزمایش خون برای رد بارداری یا عفونت ، پزشک A&E داخل اتاقک را گرفت و پرسید: “آیا شما قاعدگی دارید؟” به او گفتم که هستم و او سرش را تکان داد. “عزیز ، من فکر می کنم این فقط درد پریود است.” صورتم از خجالت سوخت. احساس می کردم وقت همه را هدر داده ام ، و بیش از حد واکنش نشان می دهم.

همان سفر اول به بیمارستان یک مبارزه 20 ساله با رحم من آغاز شد. قبل از تشخیص فیبروم رحم (تومورهای غیر سرطانی در رحم) و آندومتریوز ، سالها درد و خونریزی شدید کنار گذاشته شد و به حداقل رسید. اما این آخر هفته وقتی که من در 39 سالگی عمل جراحی برداشتن رحم انجام می دهم ، این مبارزه پایان می یابد.

همانطور که گزارش جدید خواستار “بهبود فوری” مراقبت از آندومتریوز است ، یک پزشک به سوالات ما در مورد وضعیت ناتوان کننده پاسخ می دهد

تا اواسط دهه 20 ، چرخه ماهانه من بر زندگی مسلط بود. من دو هفته وقت داشتم که با اسپاسم درد شدید همراه با میگرن ، نفخ شکم ، اسهال و نیاز مداوم به آبگیری کنار آمدم. بقیه ماه را برای دوره بعدی خود را با مهاربند صرف کردم.

هر قسمت از زندگی من تحت تأثیر دوره ها بود. وقتی خونریزی می کردم ، درد تمام فکرهای بیدارکننده ام را می خورد و گاهی اوقات باعث می شد که آیا زندگی ارزش زیستن را دارد؟ کارفرمایان به من غیرقابل اعتماد می دانند زیرا بعضی روزها ، فقط نمی توانستم صاف بایستم ، چه رسد به اینکه برای کار به محل کار بروم. من دوست شکننده ای شدم که در آخرین لحظه برنامه ها را لغو کرد. بیش از یک دهه است که مجرد هستم زیرا به سختی انرژی کارکردن را داشتم ، چه برسد به قرار ملاقات.

تعداد مراجعه به پزشک عمومی را از دست دادم ، چند بار که به من گفتند درد “بخشی از زن بودن” بوده است. وقتی پزشکان مرا جدی نگرفتند ، این باعث شد که عقل خود را زیر سوال ببرم. آیا این درد سر من بود؟

در 35 سالگی ، برای کنترل علائم خود ، کوکتل مسکن و ضد التهاب تجویز شده داشتم. اما من به اندازه کافی کافی داشتم من زیاد واکنش نشان نمی دادم. درد من واقعی بود بنابراین ، من به پزشک عمومی خود مراجعه کردم و اصرار به سونوگرافی لگن داشتم. با کینه ، او مرا ارجاع داد.

وقتی سونوگرافی را از روی شکمم عبور داد ، هرگز نفس نفس را فراموش نمی کنم. او قبل از انجام سونوگرافی از طریق واژن ، به توده های بزرگ در رحم من اشاره کرد. او به من گفت که من چندین مورد فیبروم به اندازه لیمو و مقداری آندومتریوز داشتم. با آرامش شروع به گریه کردم. همه چیز در ذهن من نبود.

از سفر من به A&E 17 سال طول کشید تا به یک متخصص زنان مراجعه کنم. او لیستی از درمانهای احتمالی را تهیه کرد: داروهایی برای کوچک کردن فیبروئیدها ، جراحی برای برداشتن آنها و آخرین راه حل که برداشتن رحم بود.

18 ماه بعد من چندین روش درمانی را امتحان کردم ، از جمله آزمایش بالینی دارویی که مجبور به قطع آن شدم زیرا باعث احساس خودکشی شد – اما سرانجام برای جراحی جزئی برای برداشتن فیبروئیدها و درمان آندومتریوز در آوریل 2020 برنامه ریزی شدم.

هفته بعد از اعلام اولین قفل ملی ، من از مشاورم تماس گرفتم تا بگوید عمل جراحی لغو شده است. من پرسیدم چه اتفاقی می افتد ، و او گفت ، “تا زمانی که شما را در بیمارستان می بینیم ، عمل برداشتن رحم ممکن است تنها گزینه شما باشد.”

وقتی تلفن را قطع کردم ، مات و مبهوت دیدم که گریه می کنم. در حالی که کودکان بخشی از برنامه های من نبودند ، عمل جراحی برداشتن رحم بسیار نهایی بود. پیش از این ، من ترجیح می دادم بچه دار نشوم ، اما ناگهان این گزینه حذف شد. من با غم از دست دادن چیزی شروع کردم که مطمئن نبودم حتی می خواهم.

پس از آن تماس ، من برای یک نظر دوم با یک مشاور خصوصی پس انداز کردم. من همچنین با دوستان گروه های پشتیبانی آنلاین که برای برداشتن رحم انتخاب کرده اند صحبت کردم. بارها و بارها ، مدام می شنیدم: “جراحی برداشتن رحم بهترین اتفاقی است که برای من افتاده است.” اگرچه این یک عمل جراحی بزرگ بود ، من فهمیدم که تغییر در کیفیت زندگی من می تواند بسیار زیاد باشد. درد دنیای من را به سمت راست کاهش داده بود و من شروع به تصور زندگی بدون آن محدودیت ها کردم.

من یک مشاور در یک بیمارستان خصوصی محلی را دیدم که سابقه پزشکی طولانی داشت و معاینه نشان داد که رحم و فیبروم به طرز چشمگیری رشد کرده است. اکنون برای جراحی اولیه خیلی دیر شده بود. گزینه های غیر جراحی در دسترس بود ، اما هر گونه تسکین موقتی است. من به مشاور نگاه کردم و گفتم: “نظرت درمورد جراحی رحم چیست؟” وی پاسخ داد ، “هیسترکتومی تنها چیزی است که شما را درمان می کند ، اما این یک تصمیم بزرگ است.”

“به دلیل آندومتریوز ، فقط چند ساعت پس از فهمیدن بارداری ، کودک خود را از دست دادم و برای زندگی ام می جنگیدم”

مشاور آمپول هایی را ترتیب داده تا مرا در یائسگی موقت قرار دهد تا علائم من کاهش یابد (که به دلیل عوارض جانبی جدی ، فقط تا شش ماه تجویز می شود). گرگرفتگی ، مه مغز و نوسانات خلقی سرگرم کننده نبود ، اما بعد از چند هفته ، از خواب بیدار شدم و فهمیدم درد آشنایی که مرا به پایین کشانده دیگر وجود ندارد.

وقتی به جای شوک با دوستانم در مورد جراحی برداشتن رحم احتمالی صحبت کردم ، از من حمایت شد. یکی رحم من را با یک همسر توهین آمیز مقایسه کرد و به من گفت که بدون آن وضعم بهتر است. وقتی بیدار می شدم هر روز ، از خودم می پرسیدم: “تو گزینه ای برای پایان دادن به این درد و رنج داری. می خواهی آن را ببری؟” پاسخ همیشه مثبت بود.

من رحم را برای اواخر ماه جولای ترتیب دادم. به جای غم و اندوه ، احساس آرامش زیادی کردم. اگرچه بدون شک سخت ترین تصمیمی بود که گرفتم ، به محض این که گفتم می خواهم عضوی را که زندگی مرا خراب کرده است بردارم ، احساس کردم وزنی از روی شانه هایم بلند شد.

منجر به این عمل احساسی بوده است ، بخشی از آن به دلیل نوسانات هورمونی است ، اما همچنین به دلیل اینکه بعد از نیمی از زندگی با درد زندگی کردم ، این بخشی از هویت من شده است. پس از سالها در یک حباب رنج ، من زندگی خود را برای چیزهای جدید و ناشناخته باز می کنم. ترسناک اما نشاط آور است.

من برای آنچه بعدی بسیار امیدوار و هیجان زده هستم. من اخیراً به یک متخصص متخصص جراحی مراجعه کردم که سعی دارد جسمی را که برای مدت طولانی درد زیادی را تحمل کرده ثابت کند. او به من گفت من “با لباس سرب درد همراه می شوم.” اکنون آماده اند آن کت و شلوار را بریزم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>