چرا رفتن به مدرسه تمام دختران بر روابط من با مردان تأثیر گذاشته است

[ad_1]

واضح است که باید چیزی در مدارس ما تغییر کند. گزارش های سخت گیر اخیر ، نکاتی را در مورد مسائل مهم رفتاری ، سو abuse استفاده جدی و تبعیض جنسی آشکار علیه زنان و دختران جوان روشن کرده است. سوما سارا وب سایت همه را دعوت کرد ، جایی که قربانیان گزارش های ناشناس از خشونت جنسی ارسال می کنند ، که بیش از 6000 شهادت از کودکان در سن 9 سال دارد. اکنون ، تحقیقات عمده وایتهال در مورد رسوایی فرهنگ تجاوز به عنف در مدارس خصوصی و دولتی آغاز شده است.

من چند پیشنهاد دیده ام که مدارس تک جنسی بهترین راه برای مقابله با این بحران است. گذشته از این که این امر در حقیقت با فرهنگ تجاوز جنسی مقابله نمی کند – صرفاً “از آن جلوگیری می کند” – اکثر استدلال های متقابل برجسته می کنند که چگونه قرار دادن پسران دارای سوخت تستوسترون در یک محیط منحصراً با یکدیگر فقط باعث پرخاشگری و زن ستیزی می شود. اما من همچنین فکر می کنم که مدارس تک جنسی می توانند بر زنان نیز تأثیرات مخربی بگذارند. حداقل در مورد من اینگونه بوده است.

در حقیقت ، وقتی اینجا نشسته ام و از قفل 3 بیرون می آیم و دوست قدیمی ام Hinge را بارگیری می کنم – امیدوارم با آخرین قلبم آخرین بار باشد – با خیال راحت می توانم بگویم که زمان تحصیل من در مدرسه نقش مهمی در چگونگی دوستیابی من داشته زندگی بهم ریخته است. آموخته های اجتماعی من از آن زمان – یا فقدان آن – تقریباً در هر رابطه عاشقانه ای که داشته ام گرفته شده است.

سوما سارا: “دیگر نمی توان فرهنگ تجاوز را نادیده گرفت. خشونت جنسی برای زنان و دختران جوان در همه جا اتفاق می افتد ‘

من از 11 تا 18 سال در یک مدرسه جنسی تحصیل کردم و در ابتدا ، کاملاً آن را دوست داشتم. مانند بسیاری از والدین ، ​​من نیز برای محافظت از من این محیط را انتخاب کرده و از آن محافظت کردم. بله ، من در حال ادامه تحصیل بودم و چند دوست دختر عالی داشتم ، اما از نظر اجتماعی کاملا ساده لوح بودم. با توجه به اینکه رسانه های اجتماعی در آن زمان مسئله ای نبودند ، درک من از مردان و روابط بر اساس آنچه در فیلم ها یا تلویزیون دیدم بود – کاملاً خیالی بود.

مردان این موجودات کمی افسانه ای بودند که ما باید مانند آژیرها آنها را فریب می دادیم. هر وقت با جنس مخالف تماس می گرفتیم – اجتماعات اجتماعی ، مسابقات ورزشی مختلط بین مدارس ، فروشگاه روستا – این موارد نادر و کنترل شده بود. رقابت بین ما دختران زیاد بود و بی رحمانه بود. اگر شما “دختر زیبا” برجسته ای نبودید (که من نبودم) ، این موقعیت ها بسیار ناخوشایند بود.

ما به این قسمتهای پر هزینه وقت با مردان اجازه می دادیم و بس. دو اتفاق برای من رخ داد: من در موقعیت های مختلط دچار اضطراب جدی شدم و توجه مردان را با “زیبا” بودن مرتبط کردم. و این روایتی است که من واقعاً برای تغییر آن تلاش کرده ام. اگر صادقانه بگویم ، الان هنوز خیلی با من است.

با انتقال از فرم ششم به دانشگاه ، بسیار عقب تر از همسالان خود بودم و سرنخی نداشتم. این طوفان عالی برای من بود: من آزادی کامل داشتم. الکل نامحدود تمایل به مهمانی گرفتن و من ناگهان برای جنس مخالف جذاب شده ام. من توسط مردان احاطه شده بودم و کاملاً نمی دانستم که چگونه با آنها ارتباط برقرار کنم. من برای فراتر رفتن از اولین مراحل ناجور دوستانه تلاش کردم و کاملاً توانایی تعامل بدون زیر و بم جنسی را نداشتم. تقریباً در همه زمینه های زندگی من ، حضور مردان کاملاً بیگانه بوده است. ناگهان ، آنها همه جا بودند – تئاتر سخنرانی ، کتابخانه ، سالن بدن سازی – و حتی این محیط های خنثی کاملاً برای من شارژ شد.

توانایی من در جذب مردان قسمت بزرگی از هویت من شد. من به آن هجوم اولیه شیمی اعتیاد داشتم ، اما فراتر از آن ، بی خبر و ترسیده بودم. من هنوز آن دختر 14 ساله بودم و از بدن خود بسیار ناراحت بودم و سعی داشتم هویت زنانه خود را در دنیای “خارج” درک کنم. عزت نفس من پایین است ، من روابط را خراب می کنم. مرزهای من در بهترین حالت تار شده بودند. در بدترین حالت موجود نیست بیشتر روابط – اگر می توانستید آنها را چنین بنامید – بیشتر از طریق کارهای شخصی من به پایان تحقیرآمیز و خردکننده ای می رسید و این چرخه تا زمانی ادامه یافت که در روح من قاطعانه نقش بست و شرم این تجربه ها هرگز مرا ترک نکرده است.

وقتی فارغ التحصیل شدم ، به یک اختلال خوردن مبتلا شده بودم و از اینکه عاشقانه با کسی درگیر شوم بسیار ترسیده بودم ، برای دهه آینده تقریباً مجرد ماندم. من روابط مردانه داشتم ، اما فقط کاملاً افلاطونی. مرزهای من کاملاً در جای خود قرار داشتند و غیر قابل نفوذ بودند. ایده رفتن به یک قرار ملاقات یا هر سطح از صمیمیت من را با رعب وحشتناک پر کرد.

“من می خواهم تغییرات نهادی را ببینم”: GLAMOR با دانش آموز دختر الهام بخشی ملاقات می کند که * نامه * ویروسی به رئیس مدرسه پسران درباره “فرهنگ زن ستیزی و تعصب” را نوشت

برای من تجربه بزرگ شدن در یک محیط تفکیک شده جنسیتی تعیین کننده زندگی بوده است. در یک مطالعه در سال 2019 ، دانش آموزان تک جنسیتی نمره بالاتری را در انواع اشکال اضطراب جنسیت مختلط و همچنین اضطراب همسریابی و تنظیمات اجتماعی جنسیت متفاوت پیدا کردند. آزمون های مشابهی در سال سوم دانشگاه روی دانشجویان انجام شد و نتایج یکسان بود. ما اثرات تفکیک جنسیتی را در مدرسه تا بزرگسالی به همراه داریم.

به همین دلیل است که فکر می کنم محیط مشترک این امکان را برای زنان فراهم می کند تا یک بنیاد اجتماعی معتبر را با مردان ایجاد کنند ، به طوری که وجود در جنسیت مخالف طبیعی باشد. در کنار یکدیگر بزرگ شده و می توانید مهارت هایی در برقراری ارتباط ، مرزها و احترام به وجود آورید. به همین دلیل راه حل فرهنگ تجاوز جنسیتی نیست. این به مردان جوان ما می آموزد که چگونه زنان و دختران را به عنوان اجباری در آموزش جنسی آنها در مدرسه احترام بگذارند.

نمی گویم تحصیل در تک جنسیت کاملاً مقصر آسیب پذیری ، عزت نفس پایین و عدم وجود مرز در روابط بزرگ است. اما مهم بود. من تمام پیشرفتهای رابطه ای را در سی سالگی انجام داده ام ، مثل همیشه پشت منحنی. خوشبختانه ، من می دانم که اکنون چه کسی هستم ، و نیازها ، الگوهای رفتاری و مرزهای خود را درک می کنم. این کار به سختی کار کرده ، تأمل سخت و دلشکستگی زیادی را به همراه داشته است ، اما پر کردن مشخصات دوست یابی من این بار واقعاً متفاوت است ، به روشی خوب. احساس می کنم متفاوت است

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>