چرا ما باید در آزار و اذیت زنان مانند مارتا هنکاک در جریان رسوائی های ماجرا دست برداریم

[ad_1]

سرش را بالا نگه داشته ، همراه با زن قدرتمند همراه با لباس و بله ، حلقه ازدواج هنوز روشن است ، (چه کسی اهمیت می دهد ، چه رسد به این که چه کسی واقعاً به دنبال آن است؟) ؛ همسر “طغیان شده” مارتا هنکوک با هدف رسیدن به خیابان که دستگیره مطبوعات گرسنه را اجرا می کند ، راهپیمایی می کند – تنها چند ساعت پس از ماجرای زناشویی همسرش. ساعت ها ممکن است روشن شود اما دوربین ها هنوز در آنجا هستند – بیرون از خانه او – مانند طعمه های آماده پرش ، تماشا می کنند ، منتظر هستند ، اما منتظر چه چیزی هستند؟ خوب ، همه ما می دانیم نه؟ آنها منتظر هستند تا عکس “شلیک پول” از شکستن او در مقابل آنها – عذاب احشایی او که توسط دوربین گرفته شده است در صفحه اول روز بعد نمایش داده شود ، تا همه ما آن را ببینیم و آهسته نگاه کنیم.

تعداد کمی از ما می توانیم استحکام پولادینی را که برای مارتا هنکاک لازم است تا چهره خود را به بازی ببندد تصور کنیم – و چندین بار در حال حاضر در آن جاده قدم بزنیم ، سایه ها و گریم های ثابت را ثابت نگه داریم. من نمی دانم چرا او برای انجام این کار انتخاب شده است و چه نوع آسیب روانی بر او وارد می شود تا با فشار روبرو شود ، اما من می دانم که اگر او بودم ، شک دارم اینقدر شجاع یا نترس باشم. و باور کنید ، من این کلمات را با دقت انتخاب می کنم زیرا فکر می کنم او شجاع و نترس است. من داخل آنها را پنهان می کردم تا اینکه آنها وسایل خود را جمع می کردند و به خانه می رفتند – هرچند مدت طول می کشید.


به عنوان یک روزنامه نگار ، کار من این است که یک داستان را بیان کنم و به حقیقت آن برسم
موضوع. در واقع ، من داستان استعفای هنکوک را در بی بی سی شکستم
اخبار جهان عصر شنبه. من آن را به صورت واقعی و دلسردانه ارائه کردم. داستان یک داستان مشروع و مهم است. اما شکار همسرش به هیچ وجه نباید بخشی از آن باشد.

بنابراین ، چرا برخی از رسانه ها و جامعه فکر می کنند که فصل باز شدن یک زن بی گناه درست است؟ زنی که هیچ کار اشتباهی نکرده است ، به دنبال این نبوده که در معرض دید عموم قرار بگیرد یا زندگی زناشویی و زندگی او دچار انشعاب شود ، توسط افرادی که نه او و نه شوهرش را نمی شناسند ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد – و در واقع طرف آسیب دیده است. آنها ممکن است با این استدلال که چرا او با شخصی که در انظار عموم مردم است ازدواج کرده است ، این را با خود توجیه می کنند ، او به نوعی حق حریم خصوصی خود را از دست داده است. او این کار را نکرده است ، و آنها به راحتی اشتباه می کنند.

به همین دلیل من شریک زندگی تقلب خود را پس گرفتم و چرا بخشش یک رابطه بسیار پیچیده تر از روایت “زن ستمدیده” است

یا شاید حقیقت فراتر از این باشد – آنها آنچه را که واقعاً و به طور مخفیانه از عموم مردم لذت می برند ، تحویل می دهند – شبح زندگی دیگران که در مقابل آنها جا گرفته است – این یک سریال واقعی است – این بی ضرر نیست ، و چه کسی از یک شایعه خوب لذت نمی برد؟ اما این به دور از ضرر است ، زیرا هرکسی که خانواده اش به دلیل یک رابطه متلاشی شده باشد می تواند شهادت دهد. برای همه افراد درگیر تحقیرآمیز و دردناک است. چرا ما باید در مورد چگونگی بازی همه چیز بدانیم؟ این هانکوک پسر 8 ساله خود را از خواب بیدار کرد تا به او بگوید که از ازدواج و خانه خود خارج شده است. ظاهراً تا عصر پنجشنبه ، مارتا فکر می کرد که آنها ازدواج شادی دارند.

حقیقت ساده این است: ما این کار را نمی کنیم. تابش خیره کننده دوربین ها و روزنامه نگاران فضول را به آن اضافه کنید و من حتی نمی توانم تصور کنم که صدمه ای که او و فرزندان بی تقصیرش متحمل شده اند. این فقط علوفه روزنامه نیست. این زندگی آنهاست و احتمالاً ، متأسفانه ، ویران کننده ترین چیزی که آنها پشت سر خواهند گذاشت ، که برای دهه های آینده بر همه آنها تأثیر خواهد گذاشت.

اما جذابیت بیمارگونه و سرزده بودن در خلوت ترین موضوعات ، چیزی فراتر از شادنفرید است. مارتا هنكوك ممكن است قرباني بي گناه باشد – اما در اين زمينه ، در همه عناوين و نياز وسواسي نياز به گرفتن آن عکس از او ، اين است كه وقتي يك ازدواج از هم پاشيد ، نكته آخر “تقصير زن است”. شما بخاطر اینکه این نگرش قرن گذشته بسیار خوب است ، بخشیده می شود. اما نه ، بسیار زنده است و لگد می زند و ما شاهد بازی دوباره آن جلوی چشمانمان هستیم. با عناوینی مانند “هنکاک همسر خود را به خاطر زرق و برق دار کلادانژلو ترک می کند” ، روایتی که همیشه بازی می کند این است: چه کاری انجام داد او اشتباه می کنم؟ آیا او به اندازه کافی حمایت نمی کرد؟ به اندازه کافی جذاب است؟ بیش از حد بدخلقی؟ خیلی باهوش؟ خیلی مستقل؟ به اندازه کافی مستقل نیستید؟

مارتا هنکاک مطمئناً اولین زنی نیست که چنین تخریب تحقیرآمیز و دردناکی را تحمل می کند. این نوع تیترها از زمان بسیار قدیم در صفحه های اول پخش می شده است. اغلب اوقات هر زمان که یک مرد برجسته رابطه ای برقرار می کند ، داستان در مورد همسری است که پشت سر گذاشته شده است. کسانی که در اطراف بودیم وقتی فاش شد بیل کلینتون در دهه 1990 زنا می کرد ، تمام انگشت ها و صدا زدن ها را به یاد می آوریم – اما صدا زدن و اشاره انگشت ها نیز متوجه همسرش بود. این هیلاری بود که در رسانه ها به دلیل ناکامی های خود که منجر به داشتن امور در وی شده بود ، مقصر شناخته شد – این او بود که مجبور شد مقابل دوربین برود و علناً از او حمایت کند در حالی که با سوالات سرزده در مورد ازدواج آنها روبرو بود.

در اینجا دلیل این است که برخی از زوج ها می توانند پس از تقلب بهبود یابند … اما برخی دیگر نمی توانند

هر بار که وین رونی “در خانه بازی می کند” این همسرش کالین رونی است ، همسر تحقیر شده ای که مجبور است مقابل دوربین ها قرار گیرد – هر کجا که در جهان باشد – آنها این کار را نمی کنند ، آنها او را تنها نمی گذارند. تعداد کمی از ما می دانیم که باید چه حسی داشته باشد – هنگامی که باید در داخل چنین آشفتگی احساسی باشید ، خود را مجبور به مواجهه با دوربین کنید.

در سال 2004 ، هنگامی که دیوید بکهام به رابطه با ربکا لوس متهم شد ، پاپاراتزی ویکتوریا بکهام را پس از مقاله ای در مورد جزئیات این رابطه و زیر س questionال بردن زندگی جنسی او و دیوید ، با پیگرد قانونی روبرو کرد.

و ما امروز امروز در سال 2021 هستیم. چرا جامعه حرکت نکرده است؟ چرا این زنان بی گناه اهریمنی می شوند؟ این زنان خسارت وثیقه ای نیستند ، آنها علوفه توپ نیستند – زندگی زندگی آنها ، جایی که همه ما از آن لذت می بریم. روزنامه نگاران و سردبیران وظیفه دارند که این موضوع را فریاد بزنند و دفعه بعدی که اتفاق می افتد – البته به طور اجتناب ناپذیری – – از شکار قربانی بی گناه در همه اینها – همسر خودداری کنند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>