چرا من شریک تقلب خود را بخشیدم

[ad_1]

با انتشار اخباری مبنی بر اینکه خلو و تریستان به دلیل شایعه خیانت وی بار دیگر از هم جدا شده اند ، و خشم اخبار متعاقب آن از رفتار وی و تمایل وی برای بازگرداندن او به گذشته ، احساسات را بخاطر می آورم.

لحظه ای که فهمیدم شریک زندگی ام با هم رابطه دارد ویرانگر بود. دنیای من و رابطه ای که من در آنجا بسیار گران شدم و از هم پاشیدم. اما همانطور که فهمیدم ، خلو احتمالاً خشم یا همدردی ما را نمی خواهد.

جامعه روایتی از قربانی و “زن ستمدیده” را پیش می برد ، با این انتظار که ما باید از در بیرون برویم ، هرچه سریعتر بدویم. و از یک نظر ، این دقیقاً همان چیزی است که احساس کردم باید انجام دهم. من در ابتدا از خانه خارج شدم تا افکارم را جمع کنم. او می توانست در خانه بماند و مسئولیت خانواده ما را به عهده بگیرد ، در حالی که من فضا را برای درک احساس خود در اختیار من قرار دادم.

در اینجا دلیل این است که برخی از زوج ها می توانند پس از تقلب بهبود یابند … اما برخی دیگر نمی توانند

در این شرایط ، من فهمیدم که شما هرگز نمی دانید که چه واکنشی خواهید داشت تا زمانی که واقعاً برای شما اتفاق بیفتد. اگر قبلاً از من می پرسیدید که آیا می ماندم ، قطعاً “نه” بود. حتی او اعتراف کرد ، فکر کرد من او را بیرون می کنم. اما در واقعیت ، این کار پیچیده تر و کثیف تر از فقط قدم زدن و شروع کار بود. ما زندگی ، فرزندان ، خانواده ، خانه ، امور مالی ، سابقه طولانی و آینده ای را که هنوز می خواستم مشترک بودیم.

وقتی واقعاً احساسات خودم را بررسی کردم – بدون هیچ انتظار اجتماعی – فهمیدم که نمی خواهم آنجا را ترک کنم ، می خواستم آن را امتحان کنم. ما هنوز شریک بودیم ، هنوز روابط ما آنقدر خوب بود که من ارزش آن را داشتم و احساس می کردم یک شلیک به آن هستم.

بنابراین من تصمیم گرفتم که بمانم و او به من نشان داد که اگر می خواهم به او فرصت دهم. هرکسی این شانس را پیدا نمی کند – غالباً یک رابطه به این معنی است که رابطه برای هر دو یا هر دو طرف جبران ناپذیر است. و دوستی با من در میان گذاشته است که می تواند به همان اندازه مخرب باشد نه داشتن شانس

من فهمیدم که باید یک فرآیند بهبودی را پشت سر بگذارم و در واقع ممکن است بهتر باشد که این کار را با هم انجام دهیم ، نه به تنهایی ، و بدون اینکه زندگی خانوادگی ما را دچار آسیب کند. قبل از پاسخگویی به نیازهای عاطفی فرزندان خردسال ، یا برای دوستان دیگر ، لازم بود که وقت و مکانی برای مقابله با آن و خودم و شریک زندگی در خلوت خود داشته باشم.

مدتی طول کشید تا داستان خود را به اشتراک بگذارم ، و من به زمان نیاز داشتم تا احساساتم را به دور از قضاوت (غالباً ناخودآگاه) و ترحم ناشی از مکالمه “ماجرا” پردازش کنم. ناگهان احساس کردم انگار بازی عادلانه ای است که مردم می پرسند آیا من همسر خوبی بوده ام یا می توانم “مردم را راضی نگه دارم”. این معمولاً بیشتر از بیان واقعی درک می شد ، اما گاهی اوقات وقتی به مردم اعتماد می کردم ، تقریبا می توانستم بشنوم که آنها با صدای بلند فکر می کنند: “من هرگز اجازه نمی دادم که این اتفاق برای ازدواج من بیفتد” ، یا “چگونه او نمی دانست که او با کسی خوابیده است دیگر؟ عبارات مردم غالباً خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنند می گوید.

من برای کشف احساس واقعی خود به یک فضای بدون قضاوت احتیاج داشتم. چیزی که بسیاری از مردم مانند Khloe در چشم عموم مردم دارند اغلب از عهده تهیه آن بر نمی آیند.

میلیاردها نفر در یک روند ویروسی عجیب و غریب ، شکست های خود را در TikTok ثبت می کنند … و ما نمی توانیم تماشا کنیم

واقعاً می تواند احساس شرمندگی داشته باشد که اعتراف کند به شما خیانت شده و مورد کلاهبرداری قرار گرفته اید. به نظر می رسد ارزش کل شما زیر سوال است و من گمان می کنم به همین دلیل است که غالباً صریحاً درباره آن صحبت نمی شود. من فریم مرجع بسیار کمی برای ترسیم داشتم. در مورد اینکه چگونه می توان زنی بود که به جای چپ ماند. من غالباً به این فکر می کردم که زنان مشهور مانند ویکتوریا بکهام یا بیانسه ، که گفته می شود شرکایی داشته اند که تقلب کرده اند ، چگونه زیر نظر رسانه های جهان آن را مدیریت می کنند؟

یک چیز در مورد آن قاطعانه بود ، من مایل نبودم که در مسیر شرمندگی پنهان شوم. در حالی که روابط ما کامل نبود ، من می دانستم که من یک شریک زندگی خوب ، همسر ، مادر بوده ام. مشاوره درمانی یا تروما (شبیه به تروما شناخته شده است) و كتابها و پادكستهای مشاور روابط و نویسنده استر پرل و خواندن من به من كمك كردند تا بتوانم سهم خودم را در وقایعی كه منجر به از بین رفتن روابط ما می شود ، ببینم.

اما همچنین به من کمک کرد تا بفهمم که انجام کار با ما چه مشکلی داشت و بیشتر با او – مسائل ، نیازها و بهداشت روانی او منجر به تصمیم گیری های او شد. من مجبور شده ام یاد بگیرم که با عواقب آن زندگی کنم ، اما او مجبور بوده است که به عنوان گزینه های خودش مالک آنها شود. همانطور که می توانستم انتخاب خودم را برای ماندن داشته باشم.

نمی توانم تأثیر مخرب را انکار کنم. خیانت و میزان صمیمیت او با کسی در جای دیگر به شدت صدمه دیده است و دوباره اعتماد دوباره داستان دیگری است ، اما من سریع آموختم که نگذارم خودم را به قصه قربانی یا قضاوت جذب کنم. شما باید روایت خود را بسازید و کشف کنید که آیا هنوز روایت مشترکی وجود دارد که بتوانید با هم به آن اعتقاد داشته باشید.

این یک جاده سخت بوده است و باید اعتراف کنم که دیگر برای همیشه اعتقادی ندارم ، اما در نتیجه این تجربه رابطه ما از برخی جهات سودمند بوده است. ما در مورد احساسات و عواطف صادقانه تریم ، و در مورد نیازهای فردی خود در روابط با ملاحظه و صراحت رفتار می کنیم. وقتی از او پرسیدم که آیا می خواهی ابتدا این مقاله را بخوانی ، او گفت نه – زیرا صحبت من حقیقت من است.

بیش از همه ، من یاد گرفتم که شما هرگز نمی توانید واقعاً بدانید که در روابط شخص دیگری چه می گذرد. هرکسی خطوط متفاوتی را که در آن توافق دارند و نقاطی که از آنها عبور می شود ، دارد. ما احتمالاً هرگز نخواهیم فهمید که چرا خلوئه تریستان را پس گرفته است یا چرا ممکن است او کلاهبرداری کرده باشد ، اما من یک چیز را به طور قطع می دانم: من قضاوت نمی کنم از کنار زمین. من فقط آرزو می کنم که با انتخاب های خودش خوب باشد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>