چگونه زنان دوجنسیتی توسط شرکای خود شکست می خورند

[ad_1]

“آیا شما هیچ وقت نگران این هستید که من دوجنسی باشم؟”

پنجشنبه شب است و من با دوست پسرم روی مبل نشسته ام. چند روز بعد از پنجمین سالگرد ما می گذرد و سوالی است که من هرگز از او نپرسیده ام. با کنجکاوی نگاهم می کند.

“نه ، چرا من می خواهم؟” ، او می خندد.

سوال خوبی است چرا او نگران است؟

هر زمان که دوجنسیتی من در مکالمه ظاهر می شود ، به طور معمول سوالی در مورد احساس همسرم نسبت به آن دنبال می شود. آیا او می داند که جنسیت به معنای واقعی کلمه ای برای من نیست که مورد علاقه من است ، آیا او تهدید می شود؟ آیا شما هر دو در مورد زنانی صحبت می کنید که هر دو فانتزی دارید؟ در متن ، شاید. اما ، به طور کلی ، نه گرچه متداول ترین س I’mالی که از من پرسیده شده این است که “آیا او نگران است که شما او را تقلب کنید؟”

“افراد دوجنسگرای حریص ، گیج و بسته نیستند”: چرا برچسب ها و کلیشه ها مضر هستند و هویت ما را پاک می کنند

گرچه رابطه جنسی من برای شریک زندگی فعلی من مسئله ای نیست ، اما این مسئله برای دیگران در گذشته بوده است. من به وضوح می توانم سابق خود را به یاد بیاورم ، با انزجار از فهمیدن اینکه من دوجنس هستم بینی او را بالا می کشم ، و سپس او را که با گفتن اینکه بخشی از زندگی من تمام شده است – اکنون که با او بودم ، تماشا کردم که با آرامش آه می کشد. او توضیح داد که هرگز به کسی نمی گوید ، راز من در نزد او امن است. و با این کلمات ، بخشی از من که خیلی احساس اطمینان می کردم دوباره قفل شده است.

احساس می کردم این نوعی آزمون مهم است و من موفق نشده ام. من شریک زندگی ام را سرزنش نکردم. خودم را مقصر می دانم.

جما * ، 26 ساله و ساکن بیرمنگام توضیح می دهد: “من از حدود 15 سالگی می دانستم که دوجنس گرا هستم ، اما همسر سه ساله من نمی داند.” “من آب را آزمایش کردم ، اگر می دانید منظور من چیست؟ ما یک دوست دوجنسیتی مشترک داریم و او اظهار داشت که به دلیل آن هرگز با او قرار ملاقات نگذاشته است. وقتی علت را جویا شدم ، او توضیح داد که هرگز نمی تواند به او اعتماد کند. فقط دانستن اینکه او می تواند با هر کسی بخوابد. من چیزی نگفتم اما ، آن شب گریه کردم. از دروغ گفتن به او متنفرم ، اما بیرون آمدن و از بین بردن رابطه من چه فایده ای دارد؟ “

جما تنها نیست. در حقیقت ، یک مطالعه اخیر نشان داد که زنان دوجنسیتی که دارای شریک زندگی مستقیم و مرد هستند ، در کمترین حد ممکن “بیرون” هستند. مطالعه دیگری نشان داد که تنها 19 درصد از افرادی که خود را دوجنس گرا معرفی می کنند می گویند همه یا بیشتر افراد مهم زندگی آنها از گرایش جنسی خود آگاه هستند.

با این حال ، حتی برای کسانی که در شرکای خود نیستند ، چالش هایی وجود دارد. الی 24 ساله عکاس ساکن لندن است که سه سال پیش با یک مرد مستقیم رابطه جدی داشت. او آشکارا دوجنس گرا بود ، اما متوجه شد که شریک زندگی اش اغلب با آن دست و پنجه نرم می کند. “او اغلب می گفت اگر من از هم جدا شویم در نهایت با یک زن رابطه برقرار می کنم ، او بسیار خراب خواهد شد. با اظهار نظر اینکه دیگران فکر می کنند که او مرا همجنسگرا کرده است. او نگران بود که من مخفیانه لزبین باشم و فقط به نوعی از او استفاده می کنم. ” تأثیر این امر بر احساس خود الی بسیار زیاد بود ، و وی سوال کرد که آیا هنوز دوجنس است؟ “او از این کار منزجر شد. ایده من با یک زن او را دفع کرد. “

پاسخهایی از این قبیل برای زنان دوجنسگرای غیرمعمول نیست ، از شرکایی که ناامید به سوit استفاده و تجسم جنسیت دوجنسی هستند ، گرفته تا افرادی که توسط آن دفع می شوند. به نظر می رسد که یک افسانه خاص اغلب مطرح می شود. این نگرانی که زنان دوجنس گرا به نوعی بیش از زنان همجنس خود هستند.

در اینجا واژه نامه مفیدی از اصطلاحات LGBTQ + برای تعهد متحدان به حافظه آورده شده است

Evie Muir از SAYiT Sheffield’s Call it Out Project توضیح می دهد که پاک کردن دو ماده و تحریک جنسی می تواند با مشکلات بزرگتر دست به دست هم بدهد. وی گفت: “ما نه تنها شاهد پاک شدن دو مرتبه در سطح فردی توسط سوus استفاده کنندگان هستیم ، بلکه همچنین می بینیم که پاک سازی دو در یک سطح نهادی ، توسط خدماتی انجام می شود که به منظور کمک به بازماندگان است. یک نظارت مشترک که عواقب زیانباری در پی دارد ، معمولاً فرضیه هایی است که توسط سرویس های مربوط به رابطه جنسی یک بازمانده انجام می شود. با این حال ، تحریک جنون جنسی دوجنسیتی با بیش از حد قابل مشاهده بودن هویت دوجنسیتی فرد ایجاد می شود. تأکید ناخواسته ای بر گرایش جنسی فرد دارد و تا حد زیادی به شیوه جنسی انجام می شود. ”

این همان اتفاقی است که برای آنا * افتاده است ، یک فرد دوجنسیتی 24 ساله که توسط شریک زندگی سابق خود تحت فشار قرار گرفت و به سه نفر تبدیل شد. “من در ابتدا نه گفتم. من فقط در این کار نبودم ، اما او درک نمی کرد. من زنان را دوست داشتم ، او زنان را دوست داشت ، من باید آن را بخواهم. ” آنا دریافت که این تجربه باعث شده تا وی در مورد دوجنسگرایی خود را زیر سوال ببرد. “من فکر کردم که آیا من در واقع دوجنس هستم؟ من باید یک سه نفره بخواهم ، درست است؟ اگر من واقعاً بی بودم؟ من هنوز از فکر کردن در آن متنفرم. ”

من همیشه تعجب می کردم که خوابیدن با یک زن چگونه خواهد بود – بنابراین تصمیم گرفتم از تخیل همجنس خود زندگی کنم و این بسیار قدرتمند بود

اوی توضیح می دهد که این “اغلب ریشه در کلیشه ها دارد که افراد دوجنسگرایانه از نظر جنسی فعال تر ، بی ادب یا ماجراجو هستند و بسیاری معتقدند که نمایش نادرست دوجنسگرایی در پورنو و رسانه ها سهم زیادی در تأثیرگذاری آن داشته است. با این حال ، وقتی این عقاید غلط فتیشی می شوند ، به عنوان سو abuse استفاده جنسی ظاهر می شوند. به عنوان مثال می توان انتظار داشت که یک شریک زندگی دائماً برای رابطه جنسی آماده باشد ، با این فرض که آنها در روابط غیر همسر یا گاه به گاه راحت خواهند بود یا آنها را مجبور به شرکت در فعالیت های جنسی مانند رابطه جنسی گروهی برای تحقق یک تخیل تجویز شده می کنند. ”

هانا 28 ساله توضیح می دهد: “او فقط نمی فهمید كه چگونه كسی می تواند به او وفادار باشد.” در طول مدت تحصیل در دانشگاه ، وی دانشجویی خود را با یک زن دوجنس گرا و همسر سابق مرد مستقیم خود تقسیم کرد. “او خیلی راحت با خودش بود و او به خاطر این کار از او متنفر بود. به هر حال او کاملاً حسادت می کرد ، اما چیزی در مورد اینکه او یک زن بی خیال با اعتماد به نفس است وجود داشت که تحملش را نداشت. او دائماً درباره من نظر می داد و مدتها طول می کشید تا فهمیدم بسیاری از آنها را درونی کردم. “

هانا توضیح می دهد که این سفر کشف خودش را عقب مانده است. “فقط اخیراً احساس اعتماد به نفس کافی برای بیرون آمدن خودم و شریک جدیدم عالی شده است. تا آن زمان ، من تصور می کردم که همه مردان مانند گذشته من فکر می کنند. اما داشتن یک راز که می تواند کل رابطه شما را از بین ببرد ، زندگی در این قسمت مخفی از خود سخت است. من فکر می کنم صحبت کردن در مورد این موضوع با شریک زندگی جدید من تفاوت زیادی ایجاد کرد. ”

سی جی اسمیت یک درمانگر LGBTQ مستقر در منچستر است و توضیح می دهد که افراد دوجنسیتی که با چنین شرایطی روبرو هستند باید در نظر بگیرند که این رابطه بر اساس چه مواردی بنا شده است. “اگر رابطه شما مشروط به این است که نسخه ای از رابطه جنسی خود را انجام دهید که همسرتان از آن احساس خطر نکند ، پس اگر این رابطه پایه های محکمی داشته باشد ، ارزش بررسی را دارد.”

بنابراین ، چگونه می توانیم در مورد هویت خود با شرکای خود صحبت کنیم؟ CJ پیشنهاد می کند که این شرکای مستقیم ما هستند که باید وقت خود را در راه حمایت از شریک زندگی دوجنس خود سرمایه گذاری کنند. “اگر از نظر جنسی شریک زندگی خود احساس خطر می کنید ، این در مورد شماست و ارزش آن را دارد که تصدیق کنید ، کاوش کنید و در نهایت مسئولیت آن را به عهده بگیرید.”

CJ توضیح می دهد که در ریشه ، مشکلات بعضی اوقات ممکن است به سادگی احساس این باشد که گویی شریک زندگی شما می تواند چیزی را از شخص دیگری دریافت کند که نمی توانید به او بدهید. “وقتی موضوع به آن می رسد ، بعید است که یک نفر بتواند هر خواسته شریک زندگی خود را برآورده کند. ما نمی توانیم همه اشکال ، انواع و علایق بدن مورد نظر شریک زندگی مان باشیم. غیر ممکنه. و این ایده که یک نفر برای برآوردن تک تک خواسته های شریک زندگی خود نیاز دارد افسانه است. ” CJ پیشنهاد می کند که رابطه ای که بر پایه اعتماد ، ارتباط خوب و خود اصیل بودن باشد بسیار ارزشمندتر است.

به پاهای دوست پسرم تکیه می دهم و با ابراز تاسف از اینکه آیا باید حرف دیگری بزنم یا نه. آیا باید به او بگویم که چقدر سپاسگزار هستم که در فضایی وجود دارم که می توانم هم خودم باشم و هم بهترین نسخه آن؟ من به زمانی فکر می کنم که یک دوست یک بار چشمانش را چرخاند و توضیح داد که دوجنسگرایی “نگرفته” است. وقتی با دقت توضیح می داد که چرا مسخره شده است ، ابروهایش را گرفت.

من درک می کنم که از بعضی جهات ، عجیب است که من برای این کار بسیار سپاسگزارم. هر یک از زنانی که با آنها صحبت کرده ام توضیح داده است که چگونه هنوز احساس بدهی به شرکایی می کنند که آنها را تحقیر نکرده یا آنها را تحقیر نکرده اند – حتی اگر نظرات آنها به همان اندازه آسیب زننده باشد. گویی انتظاراتمان را آنقدر کم کرده ایم که داشتن یک شریک زندگی در رابطه با جنسیت خود بی مزاحم شود ، دلیل این جشن است.

چالش های زیادی وجود دارد که مختص جامعه دوجنسگرایان است. آنها هم در جامعه LGBTQ و هم در بقیه جهان قرار دارند و با ناامنی سعی در یافتن جایگاه خود دارند و این باعث می شود که آنها از هر دو منزوی باشند. بیفوبیا ، و عدم پذیرش و نمایندگی ، اغلب به جای اینکه در داخل اتاق خواب های خودمان باشند ، از نظر رسانه ای مورد بحث قرار می گیرند.

و گرچه این خود یک قرص تلخ برای بلعیدن است ، بزرگترین بی عدالتی افراد دوجنسیتی است که توسط افرادی که بیشتر آنها را دوست دارند شکست می خورند.

اگر با جنسیت خود دست و پنجه نرم می کنید ، می توانید با بنیاد LGBT در شماره 0345 3303030 تماس بگیرید
اگر احساس می کنید گرایش جنسی شما تضعیف می شود ، سرکوب می شود یا مورد سو استفاده قرار می گیرد ، اگر تجربیات خود را زیر سال می برید و دوست دارید درباره سو abuseاستفاده بیشتر بدانید ، یا اگر مطمئن نیستید که چگونه یک رابطه توهین آمیز را ترک کنید و می خواهید کمک بگیرید ، حلقه راهنمای ملی LGBT + سوuse استفاده خانگی Galop در شماره 0800 999 5428

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>